uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling 👈

💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ‌ گُم‌نَام💐

💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ‌ گُم‌نَام💐

Kanalga Telegram’da o‘tish

جَهِشِ دِل / آوَاِیِ‌ گُم‌نَام اینجا دل می‌جهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گم‌نام است، اما حقیقتِ جان را نجوا می‌کند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ‌ گُم‌نَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..

Ko'proq ko'rsatish
Eron150 988Toif belgilanmagan
280
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
ای غم! بگو از دستِ تو، آخر کجا باید برم در گوشه‌ی میخانه هم، ما را تو پیدا می‌کنی...

اسلام، نسیمی‌ست که بر خاکِ خسته‌ی دل می‌وزد و از میانِ ویرانه‌های تردید، ستونی از یقین برمی‌افرازد.در هیاهوی جهانی که هر روز معنایی را می‌شکند، این دین، به انسان یاد می‌دهد چگونه درونِ خود را آباد نگه دارد؛ چگونه میانِ ظلمت، چراغ باشد، نه هیزمِ آتش.خدا را شکر که مسلمانیم....اگر مسلمانی را در صداقتِ پنهان‌مان بجوییم، در دستی که بی‌صدا می‌بخشد، در چشمی که با مهربانی می‌نگرد، و در قلبی که حتی در تنگدستی، از رحمت تهی نمی‌شود. اسلام، نامِ تسلیمِ آگاهانه است؛ خم شدنِ غرور در برابر حقیقت، و ایستادنِ عزت در برابر باطل. و چه باشکوه است انسانی که در میانِ طوفانِ دنیا، با "الحمدلله" دلش را به ساحلِ امنِ خدا می‌رساند... #آوای_گم‌نام..🍃

متنفرم از کسانی که اشتباهاتشان را نمی‌بینند، و بی‌رحمانه گناهشان را بر دوش من می‌نهند؛ چنان که انگار من، مسئول شکست‌ها و خطاهایشان هستم.این رفتار، چنان خنجری‌ست در سکوتِ جانم، که هر ضربه‌اش لکه‌ای از تلخی و زخم بر روح می‌نشاند. و من مانده‌ام، با دلی پر از ناپاکیِ ناعادلانه، و نگاه‌هایی که حقیقت را به بازی گرفته‌اند. این نوع بی‌انصافی، سنگین‌تر از هر باران خشم است، و تلخ‌تر از هر شب بی‌پایان... #آوای_گم‌نام..🍃 #حقیقت_تلخ..🖤

هر نیکی که سمت مان آید از نیکی خودماست! #_آوید

هر کسی توان خواندن درون مرا ندارد. چون حرف هایی در من هست،که تنها خودم می‌توانم بشنوم… #آوازِ_نی

در افکارم فرو رفتم… چنان عمیق، که مرزِ بودن و نرفتن در من گم شد… با خود گفتم: چرا همیشه من باشم که می‌روم؟چرا سهمِ من، همیشه ترک کردن باشد و نه ماندن؟ از هیاهو بیزارم…از این ازدحامِ بی‌معنا، از صداهایی که هیچ‌گاه مرا نفهمیدند… اما تلخ‌تر از ماندن، همیشه رفتنِ بی‌پایان است… این‌بار، نه برای کسی، نه از روی اجبار برای خودم می‌مانم… چون در میانِ این همه نبودن،تنها کسی که به من نیاز دارد، خودِ منم… بلی...کسانی بودند که خواستند بمانم… نه از سرِ عشق، بلکه از جنسِ عادتی که نمی‌شکند…و من، شاید تنها به احترامِ همان اندک خواستن‌ها، در این ویرانه‌ی خاموش، باقی می‌مانم… بی‌آنکه دلم دیگر به ماندن ایمان داشته باشد… 🖤 #آوای_گم‌نام..🍃

مَاَ گَذَشَتِیَمّ وّ گَذَشَتّ، آنَچِهَ تُوَ بَاَ مَاّ کَرَدِیّ.. تُوَ بَمَانّ بَاَ دِگَرَاَنّ، وَاّیَ بَهّ حَاَلِ دِگَرَاِنُ.. 🍃🍂