غزلنامه
Yopiq kanal
«من غزل هستم، دختری که واژهها از چشمانش متولد میشوند.» ناشناسمون: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8969478777
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
293
Obunachilar
+124 soatlar
-47 kun
-2430 kun
Postlar arxiv
292
هیچ هم زیبا نبودی، من تو را زیبا کشیدم
بیجهت اغراق کردم، دلبر و رعنا کشیدم
از «لئوناردو داوینچی» عذرخواهی میکنم که
این همه عکسِ تو را مثلِ «مونالیزا» کشیدم
تو نمیدانستی اصلن «شهرزاد» قصّهها چیست
من هزار و یک شب از موهایِ تو یلدا کشیدم
دلخوشِ نیلوفری در گوشه مرداب بودی
من تو را مهتابگون تا آسمان بالا کشیدم
نه عسل! گس بود طعمِ بوسههایی که ندادی
من چه احمق خانهات را قصرِ کندوها کشیدم
چشمِ تو معمولی اما من میان شعرهایم
زورقی با پلکِ پارو در دلِ دریا کشیدم
من چه بیانصاف بودم با ترازوی دلم که
تارِ مویت را برابر با همه دنیا کشیدم
با چه رویی بعد از این شعرِ «نظامی» را بخوانم
بس که مجنون بودم و بیخود تو را «لیلا» کشیدم
مرغِ ماهیخارِ بدترکیب! جوجهاردکِ زشت!
باورت شد که تو را شهزادهی قُوها کشیدم؟
دختری زیباتر از تو بعد از این بر میگزینم
دختری که نازِ او را از همین حالا کشیدم
بعد از این خوش باش با او، میروم از خاطراتت
خاطرت آسوده باشد، از خیالت پا کشیدم
خاطرت آسوده باشد، از خیالت پا کشیدم
292
وقتی جواب مهر، محبت نیست...
وقتی جواب خطا، جبران نیست...
وقتی جواب عشق، عاشقی نیست؛
باید دفتر دل را برداشت و قلم برگرفت و با اشک نوشت.
این روزها هیچ چیز در جای خودش نیست.
مثلا یاد تو در دل من چه میکند؟
مهر تو از خاطرم چه میخواهد؟
یادگاریهایت در گوشه اتاق چه؟
آن تار موی فرت پشت قاب موبایلم چه؟
از من مخواه!
از من مخواه شب را بی تو سپر کنم.
از شعر هایم خون که سهل است...جانم میچکد!
بی تو دیگر شعرهایم ارزش خواندن ندارد.
آسمان بیماه مگر ارزش دیدن داد؟
_غزلچشمی
292
مرسی عزیزم
واقعا ممنونم ازت؛
بالاخره یه کاری کردی واقعا ازت متنفر بشم...
بالاخره یه کاری کردی واقعا از چشمام بیفتی...
بهت تبریک میگم!
292
لطفی در حقم کن؛
امشب را کنار غزلهای من بخواب.
بلکه شوری اشک روی شعرهایم تورا نمکگیر سازد.
_غزلچشمی
