es
Feedback
غزل‌نامه‌

غزل‌نامه‌

Canal cerrado

«من غزل هستم، دختری که واژه‌ها از چشمانش متولد می‌شوند.» ناشناسمون: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8969478777

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
293
Suscriptores
+124 horas
-47 días
-2430 días
Archivo de publicaciones
عالی بود🤣🤣🤣🤝🤝
عالی بود🤣🤣🤣🤝🤝

هیچ هم زیبا نبودی، من تو را زیبا کشیدم بی‌جهت اغراق کردم، دلبر و رعنا کشیدم از «لئوناردو داوینچی» عذرخواهی می‌کنم که این همه عکسِ تو را مثلِ «مونالیزا» کشیدم تو نمی‌دانستی اصلن «شهرزاد» قصّه‌ها چیست من هزار و یک شب از موهایِ تو یلدا کشیدم دلخوشِ نیلوفری در گوشه مرداب بودی من تو را مهتاب‌گون تا آسمان بالا کشیدم نه عسل! گس بود طعمِ بوسه‌هایی که ندادی من چه احمق خانه‌ات را قصرِ کندوها کشیدم چشمِ تو معمولی اما من میان شعرهایم زورقی با پلکِ پارو در دلِ دریا کشیدم من چه بی‌انصاف بودم با ترازوی دلم که تارِ مویت را برابر با همه دنیا کشیدم با چه رویی بعد از این شعرِ «نظامی» را بخوانم بس که مجنون بودم و بی‌خود تو را «لیلا» کشیدم مرغِ ماهی‌خارِ بدترکیب! جوجه‌‌اردکِ زشت! باورت شد که تو را شهزاده‌ی قُوها کشیدم؟ دختری زیباتر از تو بعد از این بر می‌گزینم دختری که نازِ او را از همین حالا کشیدم بعد از این خوش باش با او، می‌روم از خاطراتت خاطرت آسوده باشد، از خیالت پا کشیدم
خاطرت آسوده باشد، از خیالت پا کشیدم

وقتی جواب مهر، محبت نیست... وقتی جواب خطا، جبران نیست... وقتی جواب عشق، عاشقی نیست؛ باید دفتر دل را برداشت و قلم برگرفت و با اشک نوشت. این روزها هیچ چیز در جای خودش نیست. مثلا یاد تو در دل من چه میکند؟ مهر تو از خاطرم چه میخواهد؟ یادگاری‌هایت در گوشه اتاق چه؟ آن تار موی فرت پشت قاب موبایلم چه؟ از من مخواه! از من مخواه شب را بی تو سپر کنم. از شعر هایم خون که سهل است...جانم می‌چکد! بی تو دیگر شعر‌هایم ارزش خواندن ندارد. آسمان بی‌ماه مگر ارزش دیدن داد؟
_غزل‌چشمی

_لولیوش‌مغموم _غزل‌چشمی
_لولیوش‌مغموم _غزل‌چشمی

مرسی عزیزم واقعا ممنونم ازت؛ بالاخره یه کاری کردی واقعا ازت متنفر بشم... بالاخره یه کاری کردی واقعا از چشمام بیفتی... بهت تبریک میگم!

چه شد که بار دگر یاد آشنا کردی..؟

بیا...وامشب، برای آخرین بار، مرا ببوس!

وقتی میدونی دیت آخره: _غزل‌چشمی
وقتی میدونی دیت آخره:
_غزل‌چشمی

با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد
-عسگری

لطفی در حقم کن؛ امشب را کنار غزل‌های من بخواب. بلکه شوری اشک روی شعرهایم تورا نمک‌گیر سازد.
_غزل‌چشمی

نام اثر: شاید آخرین بوسه...:)
نام اثر: شاید آخرین بوسه...:)

شاهین چقد قشنگ از لیلی میگه:)

روزتون مبارک شیردختر ها:)))

خلاصه که روزمون مبارک و ازین صوبتا...

A.h
A.h

فاقد کپشن
فاقد کپشن

امشب، باری دیگر برایnامین بار ...

فقط شعر و نثر می‌تونه باعث بشه دوتا غریبه انقدر قلم همانندی داشته باشند.

✍️_غزل‌چشمی
✍️_غزل‌چشمی

A.h
A.h