uz
Feedback
ژوزفین

ژوزفین

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
373
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
+830 kun
Postlar arxiv
@RapiWar - Delam Az donya Gerefte - Hoomaan - Sepehr Khalse.mp37.82 MB

Repost from Ending
به اندازه‌ی کافی روزهای سختی هست. بعد میزان آی‌کیوی بعضی‌ها سخت‌ترش هم کرده.

هیچ قشری به اندازه‌ی «متظاهرها» من رو عصبانی نمی‌کنند.

"هرچه مرهم می‌گذارم بند می‌آید مگر؟ ای وطن، خون تو از اروند می‌آید مگر؟"

تو نشسته‌ای کجای ماجرا؟
تو نشسته‌ای کجای ماجرا؟

چهل روز به حرف کمه‌ها. ولی خودمون می‌دونیم این چهل روز اندازه چند سال گذشت بهمون.

Nina-Nesbitt-Chloe-128.mp33.82 MB

Repost from -مُحَرِّر
-فاتحه‌ای بخوان. آری، بخوان — بر این تنِ به ظاهر گرم. فاتحه‌ای بخوان؛ نه بر مُرده‌ای در خاک، بر منی که ایستاده اما فرو ریخته است. من زنده‌ام؟ مگوی چنین… زنده آن است که آفتاب را به یاد آورد. و من سال‌هاست در زمستان خویش بی‌بهار مانده‌ام. فاتحه‌ای بخوان. آری، تو ـ که هنوز گمان می‌بری گرمایی هست. که گفته‌اند فاتحه رحمتی‌ست بر مرده و زنده. و این‌جا کدام‌مان زنده‌ایم؟ -حسنا زرین

[از هرچه خورند کم شود جز غم تو]

الله اکبر از این کله‌ی خرابی که مداوم دارمش.

این عوعو سگان نیز بگذرد.

photo content

Repost from aftersome.
نمی‌دونم چی می‌شه و راستش رو بخوای من برای تمام احتمالات زندگی خسته‌ام.

- اگر می‌توانستم برای خودم انگشتری با نوشته‌ای بر روی آن سفارش دهم، احتمالاً این عبارت را انتخاب می‌کردم «هیچ چیز نمی‌گذرد»
آنتوان چخوف

اگه از غم می‌مردم سگش شرف داشت به این زندگی.

خستم عزیزم، از این حجم از بلاتکلیفی و نگرانی.

- تمام عمر دنبال شاهدی گشتی تا رنجت را باور کند؛ خودت مگر آنجا نبودی؟

به‌زودی عقلم رو از دست می‌دم و سر به کوه و بیابون می‌گذارم. این از من.

TrdFQNEaIAZYXhGS.mp39.56 MB

Repost from Independent🪁
«کاش به دنیا آمدن من هم می‌ماند برای بعد، به کجای دنیا برمی‌خورد؟» - سال بلوا