نشانیِ سوّم
Kanalga Telegram’da o‘tish
کلمههایی که از ما بهجا خواهد ماند، بیخوابیِ عجیبی خواهند کشید... بیخوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راههایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175
Ko'proq ko'rsatish874
Obunachilar
-8524 soatlar
+347 kunlar
+30230 kunlar
Postlar arxiv
866
+1
لحظهی تحویل سال. عید بود اما خانه سرد بود. یک پارچ خاکستر ریخته بودند و ما و بچه هی میخواستیم خوشحال باشیم، اما نمیگذاشتند. ما و بچه شمع روشن کردیم و آهنگ سال تحویل گذاشتیم. ما و بچه عکس انداختیم و زبان هایمان را در آوردیم و رژ زدیم و من فقط طاقت میآوردم. فقط صبر میکردم تا تمام شود.
866
+1
حالا هی نمیدانم چرا زنگ میزند، بعد پیامک زنگ خوردنش را در بله پاک میکند درحالی که میداند در قسمت تماس ها میبینم که زنگ زده است اما هیچی نمیگوید. صبح تا شب هم آنلاین است و i knew it که اون find another کرده است اما دلیل زنگ زدن هایش را متوجه نمیشویم. امشب یک سوسک خیلی ریز به کمرمان چسبیده بود و نگین دربارهاش جوک ساخت. خندیدیم و گفتیم هعی. چهمیدانم والا!
866
+1
وقتی نت ها نبود بازی میکردیم. زینب و ری و فرشته و فاطمه و سپیده. ساعت ۲ شب به بعد. من و علی آقا دوباره ازدواج کرده بودیم. شب میومد خونه و من ۳ شب کاله جوش درست میکردم. (واقعی)
866
Repost from le vent nous portera
دچار
دچاربودن! شاید در حدی پیش بره که به جنون برسه و تمام تو رو مختل کنه. روزمرگی عادی تو رو ازت بگیره. اما ترجیحش میدم. ترجیحش میدم به خالیبودن، به اعتدال داشتن، به کمی از چیزی رو داشتن. سوختن تا نهایتش رو میخوام. تا ژرفنا. تا خاکسترشدن. نمیدونم چه چیزی. فقط به یک چیزی دچار باش. به یک کسی دچار باش. به معشوق، به سینما، به مامان، به ادبیات، به موسیقی، به نقاشی، به سازت، به غم و دردت، به گیاهت، به شخصیت داستانت، به شعر. فقط دچار باش. به نوشتن. که وجودت بسوزه بهخاطرش. زمین رو بدون اینکه وجودت برای کسی/چیزی از شدت خواستن و مایلبودن سوخته باشه ترک نکن!
