عصفورة قلبي🕊
Kanalga Telegram’da o‘tish
[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژههایم ماندهاند و من رفتهام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمهها: https://t.me/loqatalqalb
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
241
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
+1330 kun
Postlar arxiv
241
ببخشید الان گرسنه و له و خسته و تنها گوشهٔ خیابون پشتی بین الحرمین نشستم و نیاز دارم حرف بزنم.
بعدا پاک میکنم.
241
بعد تو سامرای عزیزم هم غذای مضیف هست هم دستشویی حمام تمیز هم جای خواب هم وایفای رایگان.
241
واقعا سرماخوردگی و تب و لرز و قند بالا و قلبدرد همزمان تو گرمای ۵۰ درجه شوخی قشنگی نبود.
241
تا این لحظه دائم با فکر این رفتم جلو که این سفر برگشت نداره. تو حرم شیرهای آبخوری رو هم بستن به خاطر وضو گرفتن خانمها و رسما هلاکم.
241
میدونید چی آدم رو آتیش میزنه؟
که از آب هم مضایقه کردند کوفیان
ولی حالا تکتک این عراقیها خودشونو میکشن زائرات یه لیوان آب از دستشون بگیرن. :)
241
نمیدونم امام حسین جان
ولی فکر کنم زائرهای مریضاحوالت رو بیشتر تحویل میگیری
پس خدا رو شکر :)
241
شما هر وقت تونستین گرما و شلوغی عراق رو بازسازی کنین مراسم جاماندگان اربعین بگیرین.
اون رسما شوخیه.
241
اون شب برای یه ربع علی رغم بلد بودن و گوشی داشتن تو کوچههای پشتی حرم حضرت عباس گم شدم و پیدا نمیکردم بقیه رو
کوچه پر از مردهای عراقی بود، تقریبا هیچ ایرانی جز ما نبود، یه لحظه چنان حالم بد شد و ترسیدم که...
بله...
روضهها تداعی شد.
241
طبق عادت همیشه موقع وداع نشستم تو حیاط رو به روی گنبد و نوشتم:
رحمی کن ای پدر که دلم را شکستهاند...
