uz
Feedback
عصفورة قلبي🕊

عصفورة قلبي🕊

Kanalga Telegram’da o‘tish

[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژه‌هایم مانده‌اند و من رفته‌ام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمه‌ها: https://t.me/loqatalqalb

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
245
Obunachilar
+224 soatlar
+27 kun
+1930 kun
Postlar arxiv
قناعت می‌کنم با درد چون درمان نمی‌یابم تحمل می‌کنم با زخم چون مرهم نمی‌بینم

وضعیت منی که نمی‌دونم درد تاندون پاره شدهٔ دستم رو تحمل کنم، سرفه‌های آنفولانزام رو جمع کنم یا دل‌تنگی رو:

Repost from •خلوص•
-به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟

تویی که دائم از نگاه من فرار می‌کنی مرا به حال خود همیشه واگذار می‌کنی تویی که با نبودنت دقیقه‌های عمر را به کام آن‌که عاشق است زهرمار می‌کنی تویی که باز با وجود این‌که دلبر منی به این‌که دل شکستی از من افتخار می‌کنی چگونه‌ای در آن زمان که بار غصه‌ی مرا به‌ لطف مرگ، روی دوش خود سوار می‌کنی؟ فقط بگو در آن زمان که نیستم در این جهان دلت برای من که تنگ شد، چه‌کار می‌کنی؟ #علیرضا_نورعلیپور |@Osfourata_qalbi|

تا کی دهیم جلوه دل زنگ‌بسته را؟ هرکس شکست آینهٔ ما به‌جا شکست... #قدسی_مشهدی |@Osfourata_qalbi|

-قسمتی از ترجمه: بدي أشكيلك من نار حبي بدي أحكيلك ع اللي في قلبي وأقول لك ع اللي سهرني وأقول لك ع اللي بكاني وأصورلك ضنى روحي وعزة نفسي منعاني... می‌خواهم از آتش عشقم پیش تو شکایت کنم می‌خواهم درباره‌ی آن‌که در دل من است با تو سخن بگویم؛ همان‌که خواب را از چشم‌هایم ربوده، همان‌که مرا به گریه وا داشته... و می‌خواهم ناتوان شدنِ روحم را برایت به تصویر بکشم اما عزت نفسم مانعم می‌شود... #لهجه_مصری #أحمد_رامي مترجم: زهرا ایزدی‌نیا |@loqatalqalb|

نقاشی رنگ و روغن با عنوان 《 آلِ نبی 》 تقدیم به پیشگاه با عظمت مولی الموحدین امام المتقین، آقا امیر المومنین علی علیه السلام ق
نقاشی رنگ و روغن با عنوان 《 آلِ نبی 》 تقدیم به پیشگاه با عظمت مولی الموحدین امام المتقین، آقا امیر المومنین علی علیه السلام قَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِیعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِینَةُ وَ أُخْلِسَتِ الزَّهْرَاءُ» (اکنون امانت به صاحبش بازگشت و پس گرفته شد، و زهرا از دست من رفت).
📎 دریافت نسخه با کیفیت اثر آلِ نبی
#آل_نبی 📱  @roholamin_atelie

عزیزم بعد تو خیری در این دنیای ابتر نیست چه خیری می‌تواند باشد آن‌جایی که کوثر نیست؟ #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|

رسید صاعقه و شیشۀ گلاب شکست شب از در آمد و پهلوی آفتاب شکست چه شعله بود که از شش جهت به باغ افتاد چه زمهریر، که در چشم غنچه خواب شکست ورق ورق نفَسِ آیه‌های قرآن سوخت حریم امن دعاهای مستجاب شکست چقدر غم‌زده پرسید: «بهتری مادر؟» چقدر قلب حسن بعد این جواب شکست برای این‌که سر غم به چاه بگذارد شکست، قامت نخلِ ابوتراب شکست #فائزه_زرافشان

نه گوش خستهٔ دیوار خانه‌ام به من است نه یک نفر که بگوید خرت به چند من است #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|

گرچه بی‌دغدغه از روی دلم رد شد و رفت شادمانم که دلم فرش قدم‌هایش شد... #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|

اولین قطرهٔ باران که ز چشمم افتاد ناگهان گریهٔ ابر تو چرا راه افتاد؟ #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|

Mohammad-Esfahani-Armaghane-Tariki-128.mp33.07 MB

از چشم‌هایم خسته‌ام، چشمان بی‌جانم...

📍 دلِ غریبِ مرا اگر تو دل ندهی زمانه می‌شکند امید روشن ما به دستِ سنگیِ غم شبانه می‌شکند #غلامرضا_طریقی @gholamrezatarighi

Repost from N/a
اندر دل بی‌وفا غم و ماتم باد آن را که وفا نیست ز عالم کم باد دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هزار آفرین بر غم باد #مولوی 📚رباعیات-۵۳۶ ◆◇@dozham_poem◇◆

آن‌که تنها نگذارد دل رنجور مرا بین این مدعیان، کیست به جز تنهایی؟ |@Osfourata_qalbi|

ـ دل‌ِ نازک به نگاه کجی آزرده شود خار در دیده چو افتاد، کم از سوزن نیست
صائب تبریزی

اللهم صل علی فاطمة وأبيها وبعلها وبنيها والسر المستودع فيها بعدد ما أحاط به علمك پریده‌رنگ و نحیف است، نیمه‌جان شده است بهار، یک‌شبه در خانه‌ام خزان شده است عصا به دست گرفته‌ست، گرچه کم‌سن است یگانه‌سرو من است این‌که قدکمان شده است سکوت کرده که دردش به گوش من نرسد گرفته رو که نبینم چو ارغوان شده است کنار بستر او می‌روم به آرامی دوباره ذکر لبانم، «نرو، بمان» شده است... نرو که بعد تو این جمله نقل محفل‌هاست «علی، غریب‌ترین مرد این جهان شده است» همان علی که به یک دست فتح خیبر کرد ببین چگونه ز داغ تو ناتوان شده‌ است #زهرا_ایزدی‌نیا #فاطمیه |@Osfourata_qalbi|

در انتها تویی و مجلس عزای خودت کسی به غیر خودت نیست آشنای خودت کسی برای تو آهی نمی‌کشد از دل خودت بسوز و بدم در گلوی نای خودت به هرصدای خوشی، بی‌گدار، دل مسپار بخواب با غم و اندوهِ لای‌لای خودت به وقت گریه به آغوش خود پناه ببر که نیست گرم‌تر از امنِ شانه‌های خودت زمان رفتن تو، هیچ‌کس کنارت نیست فقط تویی و سر خاک، های‌های خودت صدای فاتحه‌ای از کسی نمی‌شنوی بخواب و فاتحه‌ای هم بخوان برای خودت... #زهرا_ایزدی‌نیا |@Osfourata_qalbi|