عصفورة قلبي🕊
Kanalga Telegram’da o‘tish
[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژههایم ماندهاند و من رفتهام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمهها: https://t.me/loqatalqalb
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
241
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-27 kun
+1330 kun
Postlar arxiv
241
چشمهای همیشه پرحرفم،
چند وقتیست ساکت و سردند
مثل سابق میان مردم شهر،
هی به دنبال تو نمیگردند
چشمهای دچار آبی من،
بعد تو، سر به زیرتر شدهاند
جای ماه و ستارهها هر شب،
با اسیران خاک همدردند
تازه فهمیدهاند گورستان،
جای خوبی برای زندگی است
همه مثل هماند؛ بیمارند،
همه سرد و خزانزده؛ زردند
حرفها شبیه خنجرها،
از دهان کسی نمیآیند
همه زیر مترها خاکاند،
فارغ از اینکه مرد و نامردند
■
چشمهای مرا که یادت هست؟
برق شادی همیشه در خود داشت
وقت رفتن ببین که آن کلمات،
چه سرِ چشمهایم آوردند...
#زهرا_ایزدینیا
241
بنده از ۸ صبح که رسیدم خونه تا الان فقط خواب بودم الانم از لرز پاشدم
بعد میگن میرین کربلا برای بخوربخور و خوشگذرونی!
241
راننده اتوبوس گفته برای شام نگه میدارم و همه خوابن و من دارم از گرسنگی تلف میشم.
با ما همراه باشید.
241
امسالم که کاظمین گوشی میذاشتن ببریم من داشتم تو تب میسوختم و قلبم گرفته بود و چپه شدم و عکس نگرفتم.
