عصفورة قلبي🕊
Kanalga Telegram’da o‘tish
[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژههایم ماندهاند و من رفتهام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمهها: https://t.me/loqatalqalb
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
243
Obunachilar
-124 soatlar
+97 kun
+1230 kun
Postlar arxiv
243
Repost from ( مَنْشَاء الْشُعَرأ )
اشک از دیده جدا شد به امیدی واهی
که تو بر گونهی من دست نوازش بکشی...
#زهرا_ایزدینیا
243
من از آغاز خلقت خواستم وقف غمت باشم
میان غصه و تنهایی تو، همدمت باشم
که گفته "مردها تنها به درد خویش میمیرند؟"
بیا تا زخمهایت را ببوسم؛ مرهمت باشم
مبادا وقت گریه سر به دوش غیر بگذاری
خودم باید پناه اشکهای نمنمت باشم...
#زهرا_ایزدینیا
243
https://t.me/amiri_kermanshahi/2023
غزل نصفهای در این باره هم دارم که هر وقت کامل شد و حس کردم اونقدر توان دارم که دوباره تکیهگاه کسی باشم میذارمش. :)
243
درگیر امروزت نشو، فردا نمیماند!
باید گذشت و رفت، این دنیا نمیماند!
دلخوش به اینجایی که چه؟ در فکر کوچت باش
جز خاطره چیزی از آدمها نمیماند...
هر آمدی، رفتی به دنبال خودش دارد
غیر از خود ما هیچکس با ما نمیماند!
حتی همین ماهی که هرشب همنشین ماست
جز تا طلوع آفتاب اینجا نمیماند!
هرکس که ماندن انتخابش بود، تنها ماند
هرکس که رفت اما بدان تنها نمیماند...
#زهرا_ایزدینیا
243
تضحك لك الأيام تهجر وتنساني
وقتی روزگار به روی تو میخندد
مرا تنها میگذاری و فراموش میکنی
تغدر بك الأيام
ترجع لي من تاني من تاني
اما همین که از تو رو بر میگرداند
دوباره به من برمیگردی...
دوباره...
بتغيرك أيام وتبدلك أيام
روزگار تو را تغییر میدهد
و به آدم دیگری تبدیلت میکند
وبتجيني تلاقيني مع الماضي
مع الذكرى مع الأحلام
اما وقتی بیایی، مرا کنار همان گذشته میبینی
با همان خاطرات
با همان رویاها
عشان قلبي أنا أوفى من الأيام
چرا که دل من، وفادارتر از روزگار است...
يا لعبة الأيام
ای بازی روزگار...
243
آدمهایی که دیگه عاشق نیستن و فقط محتوای عاشقانه دوستدارن خیلی ترسناکن؛ زندهن ولی مردهن!
