عصفورة قلبي🕊
Kanalga Telegram’da o‘tish
[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژههایم ماندهاند و من رفتهام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمهها: https://t.me/loqatalqalb
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
244
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+87 kun
+1430 kun
Postlar arxiv
243
دلم میخواست حداقل کسی بود که دوستم داشته باشه و دوستش داشته باشم تا با لبخند بخوابم نه دل شکسته و بغض.
243
تا مدتی فکر میکردم خاله ها خیلی مهربونن ولی بعدا فهمیدم فرقی با عمه ها ندارن فقط یکم روابط عمومی قوی تری دارن.
243
همهش انقدر 🤏 تا واگذار کردن اتاق بهش و فرار به هال برای داشتن امکانات سابقم فاصله دارم.
243
مثلا دغدغهٔ هلیا امشب این بود برچسب اسم بزنه رو کتاباش و فرهنگ و هنر چیه و عربی سخته؛ دغدغهٔ منم این بود دل هزارتیکهرو چجوری بچسبونم به هم، پایاننامه رو چجوری برسونم، کی برم سراغ کار، فلان قسطها رو چجوری پرداخت کنم و چیکار کنم هلیا پیشم راحت باشه.
243
به عنوان آدمی که از بچگی اتاق جدا داشته اصلا راحت نیستم کسی کنارم بخوابه.
به عنوان کسی که زیستش اکثرا شبانهست هم. 😭
