es
Feedback
عصفورة قلبي🕊

عصفورة قلبي🕊

Ir al canal en Telegram

[گنجشکک دل من] -دفتری مجازی برای آن زمان که خاطرات و واژه‌هایم مانده‌اند و من رفته‌ام. لینک ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=c7274f32c2eb کانال ترجمه‌ها: https://t.me/loqatalqalb

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
244
Suscriptores
Sin datos24 horas
+87 días
+1430 días
Archivo de publicaciones
به‌طور جدی یادم نمیاد آخرین‌بار کی بغل شدم.

دلم می‌خواست حداقل کسی بود که دوستم داشته باشه و‌ دوستش داشته باشم تا با لبخند بخوابم نه دل شکسته و بغض‌.

https://t.me/na_5_2/2798 منم همین‌.

درمورد عمه‌هام صحبتی ندارم چون سن مامان‌بزرگم رو دارن و از کاربری عمه خارجن.

ولی جدی خالهٔ‌ من ماهه.

‌ تا مدتی فکر میکردم خاله ها خیلی مهربونن ولی بعدا فهمیدم فرقی با عمه ها ندارن فقط یکم روابط عمومی قوی تری دارن.

همینه می‌گن عمه‌ها خوب نیستن خاله خوبه دیگه.

همه‌ش انقدر 🤏 تا واگذار کردن اتاق بهش و فرار به هال برای داشتن امکانات سابقم فاصله دارم.

الان فهمیدم حتی چای شبانه هم کنسله.

وضعیتم یه‌جوریه انگار ازدواج کردم و باید بچه‌داری کنم. :/

یعنی گاهی تا ۲ صبح با آهویی تلفن حرف زدنم کنسله؟

تازه دیگه گریه هم نمی‌تونم بکنم و راحت شب غصه بخورم.

مثلا دغدغهٔ هلیا امشب این بود برچسب اسم بزنه رو کتاباش و فرهنگ ‌و هنر چیه و‌ عربی سخته؛ دغدغهٔ منم این بود دل هزارتیکه‌رو چجوری بچسبونم به هم، پایان‌نامه رو چجوری برسونم، کی برم سراغ کار، فلان قسط‌ها رو چجوری پرداخت کنم و چی‌کار کنم هلیا پیشم راحت باشه.

واقعا دغدغه‌های اون سنمون کجا این سنمون کجا :)

کاش صبح مدرسه داشتم و هفتم بودم. چیه این زندگی؟

به عنوان آدمی که از بچگی اتاق جدا داشته اصلا راحت نیستم کسی کنارم بخوابه. به عنوان کسی که زیستش اکثرا شبانه‌ست هم. 😭

دستام بوی وایتکس می‌ده انقدر شستم و‌ سابیدم امروز

بله... هر کسی تو این دنیا محکومه به نداشتن بعضی چیزها؛ با همه مهربون باشیم بهتره.

کاش پیام بدین حرف بزنیم 👩‍🦯

انقدر خسته و شلوغ بودم یادم رفت انسولین بزنم.