uz
Feedback
"دخترِ شعر"

"دخترِ شعر"

Kanalga Telegram’da o‘tish

اینجا، مأمنِ واژه‌هایی‌ست که از سکوت زاده می‌شوند. شعرها، نوشته‌ها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
504
Obunachilar
+3124 soatlar
+597 kun
+18030 kun
Postlar arxiv
یه سری دخترا بیشتر از رنگ لاک، درگیر رنگِ فکرهاشونن. یه سری دخترا ریاضی رو بهتر از آرایش صورت می‌فهمن؛ می‌تونن پیچیده‌ترین معادله رو حل کنن، ولی هنوز نمی‌فهمن چرا بعضی آدم‌ها این‌قدر راحت میرن. یه سری دخترا خاطرخواه ندارن، نه چون کسی دوستشون نداره؛ چون خودشون دنبال کسی نیستن که فقط دوست داشتنشون رو بلد باشه. یه سری دخترا مثل دریا هستن؛ از دور آرومن، ولی هرچی نزدیک‌ترشون میشی می‌فهمی عمقی دارن که هر کسی توانِ شنا کردن توش رو نداره. یه سری دخترا سورمه‌ای‌ان؛ نه به خاطر رنگ لباسشون، به خاطر شب‌هایی که هیچ‌کس ازشون خبر نداره. یه سری دخترا کم حرف می‌زنن، زیاد فکر می‌کنن، و وقتی ساکتن معمولاً توی سرشون یک جهان کامل در حال اتفاق افتادنه. یه سری دخترا این‌ان؛ نه اون چیزی که در آینه دیده میشه، اون چیزی که وقتی هیچ‌کس نگاهشون نمی‌کنه هستن.
خودنوشته‌ام

Repost from N/a

Repost from N/a
من و راحت بذارین تا بخوابم. ((من خطاب به افکارم در طول شب))

آن شب برفی.
+4
آن شب برفی.

عاشق این تایم از زندگی‌ام که فارغ از هر چیزی ، تا سپیده دم میتونم به خوندن کتاب بشینم.

انجمن بلندی های بادگیر برای کتاب خوان ها عزیزمم:))) قرار جمع بشیم بشناسیم هم دیگر کتاب بخونیم و کتاب به یکدیگر معرفی کنیم🥲🤎🪞
و برای همه دوست داران کتاب🖇🧚‍♂

عاشق این تایم از زندگی‌ام که فارغ از هر چیزی ، تا سپیده دم میتونم به خوندن کتاب بشینم.

"غرور و تعصب"🪷🥹

تنها راه نجات امیدوارم قبول بشمم ولی یک فرقی که با پارسال داشتم این بود: از عملکرد خودم از تلاشم نسبت به قبل راضی تر هستم:))

ولی خب

باید قبلش میگفتم

برای منم دعا کنید

سخت و خسته

تموم شد💘

اشک میاد ازش... امیدوارم مشکل جدی نباشه🙂💘

چشمم به شدت قرمز شده!

امیدوارم فردا حالم خوب باشه