"دخترِ شعر"
Открыть в Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
504
Подписчики
+3124 часа
+597 дней
+18030 дней
Архив постов
505
Repost from متاامفتامین || نشئگیِ واژهها
یه سری دخترا
بیشتر از رنگ لاک،
درگیر رنگِ فکرهاشونن.
یه سری دخترا
ریاضی رو بهتر از آرایش صورت میفهمن؛
میتونن پیچیدهترین معادله رو حل کنن،
ولی هنوز نمیفهمن
چرا بعضی آدمها
اینقدر راحت میرن.
یه سری دخترا
خاطرخواه ندارن،
نه چون کسی دوستشون نداره؛
چون خودشون
دنبال کسی نیستن که فقط
دوست داشتنشون رو بلد باشه.
یه سری دخترا
مثل دریا هستن؛
از دور آرومن،
ولی هرچی نزدیکترشون میشی
میفهمی عمقی دارن
که هر کسی
توانِ شنا کردن توش رو نداره.
یه سری دخترا
سورمهایان؛
نه به خاطر رنگ لباسشون،
به خاطر شبهایی که
هیچکس ازشون خبر نداره.
یه سری دخترا
کم حرف میزنن،
زیاد فکر میکنن،
و وقتی ساکتن
معمولاً توی سرشون
یک جهان کامل در حال اتفاق افتادنه.
یه سری دخترا
اینان؛
نه اون چیزی که
در آینه دیده میشه،
اون چیزی که
وقتی هیچکس نگاهشون نمیکنه
هستن.
خودنوشتهام
505
Repost from بیگانهی نور
عاشق این تایم از زندگیام که فارغ از هر چیزی ، تا سپیده دم میتونم به خوندن کتاب بشینم.
505
انجمن بلندی های بادگیر برای کتاب خوان ها
عزیزمم:)))
قرار جمع بشیم بشناسیم هم دیگر کتاب بخونیم و کتاب به یکدیگر معرفی کنیم🥲🤎🪞
و برای همه دوست داران کتاب🖇🧚♂
505
Repost from بیگانهی نور
عاشق این تایم از زندگیام که فارغ از هر چیزی ، تا سپیده دم میتونم به خوندن کتاب بشینم.
505
تنها راه نجات
امیدوارم قبول بشمم
ولی یک فرقی که با پارسال داشتم این بود:
از عملکرد خودم
از تلاشم نسبت به قبل راضی تر هستم:))