"دخترِ شعر"
Відкрити в Telegram
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
569
Підписники
+1724 години
+297 днів
+22530 днів
Архів дописів
569
"قاصدک سرگردان"تو فصل غمگین سالی، تو خستهای به اندازهی زمین به دست انسانی. تو مانند پرندهای که جوجهاش را گم کرده، نگرانی. تو شکستهای به اندازهی پیرِ درختِ حیاطِ مادربزرگ. تو چون ناودانهای زنگارزده و کهنه، رنجوری. تو... آسمانی؛ آسمانی با غروب دلتنگی، با ابرهایی که محکم صورتش را به آغوش کشیدهاند. تو چون دریای بیماهی، در تلاطم و خروشی. تو چون کشتیِ شکستهشده، در امواجِ خاطراتت، غرقی... کاش بتوان راهِ نجاتی یافت برای تو، ای قاصدکِ سرگردان." #ارغوان
569
"پگاه یافتنشبانگاه، در گردش زمین به دور خورشید یافتمش... با نیمنگاهی، خیرهاش شدم؛ زیباتر از نسیم، همراهِ بوی گلاب یافتمش! زیباتر از خورشید در آسمان، زیباتر از ماه در میهمانیِ ستارگان... با همهی وجودم یافتمش. خنده بر لب داشت، زیباتر از هر مخلوقِ خلق شده ای. در میانِ هیاهو و همهمه ذهنِ آشفتهام، یافتمش. و آنگاه که نورِ ستارگان به خورشید رسد، و خورشید به دورِ زمین بگردد، و همهی سیارات یکی شوند... او به من خواهد اندیشید، مال من خواهد شد، و مرا با وجودش خواهد یافت. #ارغوان
569
تو در دلِ شعربیآنکه بخواهم ردی از تو در شعرم مانده است؛ انگار کلمات حاضر نیستند بینامِ تو جاری شوند. پروا و فرار و حتی سکوت چه بیمعنا میشوند وقتی خیالِ تو ناگهان میرسد. نمیدانم چه شد که اینگونه به آرامی جا در دلِ شعرم باز کردی… بیآنکه بفهمی. هر بار که بیتی از تو به ذهنم میرسد، از خویش میگریزم اما از الهامی که میآوری نه. لبخندت هنوز در امتداد خطوطِ خیال میدرخشد، و شعرهایت… همانهایی که بیپرواتر از بادند، هنوز در دستم میلرزند. --- پ.ن:کاش فرار تنها راه ممکن بود؛ #ارغوان
569
نُتهای عشقتو نُتهای موسیقی را در کُنجِ شعرهای بی سر و ته من میسازی سمفونیِ تازهی صدایت بیادعا، لطیفترین احساسِ بیغش لحظههاست خاطراتمان در جریانِ نسیم عشق هر لحظه یادآورِ قایقِ جاودان زندگی است احساسات حتی از عشقِ بینمان هیچ نمیفهمد تو آوازِ عشق را با پیانویِ دلت مینوازی و من میخوانم با صدا و نگاهام تو را..... #ارغوان
569
برایم شعر بفرست حتی
شعرهایی که عاشقانِ دیگرت
برای' تو' میگویند
میخواهم بدانم
دیگران که دچارِ تو میشوند
تا کجایِ شعر پیش میروند
تا کجایِ عشق
تا کجایِ جادهای که من
درانتهایِ آن ایستادهام...!☕🌱`
569
از چیزی نترسید..
از سرنوشت
از عشق
از صحبت کردن
از دوست داشتن
حتی از اشتباه
باختید
اگر ترسیدید
569
جمله قشنگی امشب شنیدم
از یک دوست:
انشاءالله که ختم به خیر بشهامیدوارم برای همون ختم به خیر بشه🙂
569
ساده تر از لیلیمن صبح به پاخیزم از آن نفس روشن سرگشته و حیرانم از این همه سودایی ای دل که به پا جستی تا یابی عشقی را ای جان کجا هستی؟ تا بینی مهری را من عاشق پاییزم با آن همه رنگ هایش من مست و دلاویزم از این همه زیبایی ای عشق کجا هستی تا بوی دلاویزت گیرد همه شهری را این شهره ی شیدایی من ساده تر از لیلی دل باخته ام جانا ای جان به فدایت عشق تا کی کنم درمان این درد که دادی را کس چاره نمی داند آخر چه کنم ساقی من هر چه کنم مستم من باخته ام خود را با جرعه ای از عشقش من مست شدم ساقی تا عمر بقا دارم #ارغوان
