"دخترِ شعر"
Kanalga Telegram’da o‘tish
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
577
Obunachilar
+1924 soatlar
+547 kun
+20730 kun
Postlar arxiv
577
ولی قلب مردمم از شیشه بدتر شده
تا حرفی میزنی میشکنه عجب😂
آقا ما هم دل داریم
ولی به شما نمیگیم🙂💔😂
577
چیکار میکنی:)))
بیاید از حال و هوای این روز ها تون بگید
گاهی باید گوش شنوا هم باشیم🙂💕🫶بات¹: @PeomsGirlBot بات ²: https://t.me/SendHarfBot?start=a034fc05bfa3
577
شعر خودم است
تاآخر امشب باید تحویل بدهم
برنامه درسی منم مانده:)))
واقعا وقت زیادی ندارم
دنبال موزیک بگردم:))
ممنون تون میشم یک همراهی و کمکی بنده را بدهيد 🥲🦋✨
پ.ن: با لحنی غمگین و اندکی حماسی خوندم...
577
بچه هاااا
یک کمک فوری کسی در زمینه پادکست مهارت داره؟
و شما سلیقه عزیزان را میطلبیم
برای شعر بالا " برای بچه مظلوم مدرسه میناب" اگر آهنگ بیکلامی بفرستید
یا پیشنهاد بدید خیلی ممنون میشم
اگر تا آخر امشب بفرستید عالی🙏🥲✨🦋
بات¹:
@PeomsGirlBot
بات ²:
https://t.me/SendHarfBot?start=a034fc05bfa3
577
"انتقام نزدیک است "
ای مدرسهٔ سوخته، ای الفهای ناتمام، ای دخترانِ نرسیده به رؤیا، نامتان در شعر بیتابی میکند… آسمان، آسمانِ دخترکان است؛ صدای خندههایتان دیگر از راهروهای خاکگرفته برنمیگردد. امروز کسی زنگ تفریح را نمینوازد، جز آژیرِ غم، که در پیکرِ شهر میپیچد، و مرگ را اعلام میکند. پنجرهها شکستند، و باد، دفترهای نیمهنوشته را با خود برد، حروفی که هنوز گرم از نفسهای کودکانه بودند. آه از دلِ مادران، که نامها را در تاریکی فریاد میزنند؛ و اشکِ پدرانی که بیصدا، بر شانههای شب، میریزد. اما، میناب ایستاده است، با چشمانی خیس، که در دلِ تاریخ تا ابد تکرار میشود. و جهان، بر ظلمِ دژخیم گواهی میدهد. در میان این گواهیِ سنگین، نامِ دخترانِ مدرسهٔ میناب فقط در گزارشِ یک جنگ نخواهند ماند؛ در آسمانِ فردا، به صورتِ درسی بزرگ بازخواهد گشت. و جهان، در برابر انتقام ما، از اهریمن، به زانو خواهد افتاد…
