"دخترِ شعر"
Kanalga Telegram’da o‘tish
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
486
Obunachilar
-124 soatlar
+287 kun
+14630 kun
Postlar arxiv
492
آدم ذره ذره بیحوصله میشه؛ اول دیگه فیلم ندیدم بعد کتاب نخوندم بعدش دیگه کمتر بیرون رفتم و الان کمتر حوصله ارتباطاتت جدید رو دارم.
492
میگفت یه افسانه هست که میگه :🫂💞(شاید عشق همون حسیه که قلب هاتونو باهم عوض میکنید، بیقرار میشید و برای همینه که بدون هم حس بدی دارید، چون بدن میخواد که قلب اصلیش کنارش باشه به نظرم این قشنگ ترین تعریف عشقه!)
492
Repost from N/a
https://t.me/Peom_Girl
نوشتهای «دخترِ شعر»، و من به این فکر کردم که شاید اشعار تنها احساس خلق نمیکنند! شاید شوق و شورِ عشق را در دلِ کسی بیندازند و از آن حسِ رنگین، خانوادهای عارفانه و عاشقانه بسازند؛ خانوادهای که دخترش تو باشی و با شعرهای حافظ و دیگر شاعران زندگی کنی! خانوادهای که در آن، شعر نه فقط روی کاغذ، که در میانِ نفسها و نگاهها جریان داشته باشد؛ با بوسهای که از لمسِ یک شعر، حکم میشود بر تنِ خانواده. چه رویابافیِ زیبایی!
