uz
Feedback
"دخترِ شعر"

"دخترِ شعر"

Kanalga Telegram’da o‘tish

اینجا، مأمنِ واژه‌هایی‌ست که از سکوت زاده می‌شوند. شعرها، نوشته‌ها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
480
Obunachilar
-224 soatlar
+347 kun
+15630 kun
Postlar arxiv
دلبرم‌قلبش کمی بی‌منطق و سنگی‌شده، طرز‌صحبت‌ کردنش با من بسی‌ جنگی شده، او ك حتی شال سر کردن برایش سخت بود رفته دانشجوی دانشگاه فرهنگی شده...

درد دل با کس نگفتم درد من گفتن نداشت، خنده بر لب میزدم هر چند ك خندیدن نداشت . .

در هندسه‌ی عشق، حسابِ من ساده نیست هرجا تو نقطه‌ای، دل من دورِ تو می‌چرخد.

هرکدام از آن دو چشمت، ثلثِ جانم را گرفت ما بقی را هم خودم ، امشب وصیت می کنم...

تا توهستی درخاطرم،با دیگران بیگانه ام با خیالت همنشین،از دوری ات دیوانه ام...

آنچنان جای گرفتی تو به چشم و دل من که به خوبان دو عالم نظری نیست مرا...🤍 #مولانا

+1
فریدون فرخزاد ای شرقی غمگین.mp31.89 MB

photo content

photo content

شعر بفرستم بخونیم:*))

1:01

آری من سال هاست با خاطرات دفن شدم🕊

آری! کوه هم توان استقامت را نداشت در برابر این درد..

چقدر پیر شده ای! تو که رفته بودی تا بهتر زندگی کنی...

چقدر پیر شده ای! تو که مرد لحظات سخت بودی

خسته ام

بی فایده است

زدید همگی!🙂

هر کسی داشت استارز بزنه🫶🙂🫂