"دخترِ شعر"
Kanalga Telegram’da o‘tish
اینجا، مأمنِ واژههاییست که از سکوت زاده میشوند. شعرها، نوشتهها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
482
Obunachilar
-224 soatlar
+347 kun
+15630 kun
Postlar arxiv
480
Repost from N/a
https://t.me/Peom_Girl
نوشتهای «دخترِ شعر»، و من به این فکر کردم که شاید اشعار تنها احساس خلق نمیکنند! شاید شوق و شورِ عشق را در دلِ کسی بیندازند و از آن حسِ رنگین، خانوادهای عارفانه و عاشقانه بسازند؛ خانوادهای که دخترش تو باشی و با شعرهای حافظ و دیگر شاعران زندگی کنی! خانوادهای که در آن، شعر نه فقط روی کاغذ، که در میانِ نفسها و نگاهها جریان داشته باشد؛ با بوسهای که از لمسِ یک شعر، حکم میشود بر تنِ خانواده. چه رویابافیِ زیبایی!
480
نمونه: شیلی شارتان: این سیب زمینی ها جوراب تو چند میفروشی فری خرچنگه فری خرچنگه:هر موقعه تو چشمای کج تو با مداد رنگی صاف کردی
