شامِ آخر
Kanalga Telegram’da o‘tish
Azadchehr | they/them | Writer • A humanities student trying to find themself in the fall. من درحال حاضر با فروتنی مینویسم و ادعایی در رابطه با «فلان چیز را بلدم» ندارم و درحال یادگیری هستم. Private: https://t.me/+1aYILdhn6aM4Y2Jk
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
276
Obunachilar
+524 soatlar
+147 kun
+330 kun
Postlar arxiv
276
گاهی میگویم چه بهتر که یک انسان پیش از آنکه روانمان را به هم بریزد خودش را از چشممان بیندازد. زحمت را کم میکند؛ خود با پای خویش گورش را هم گم میکند.
276
گاهی میگویم چه بهتر که یک انسان پیش از آنکه روانمان را به هم بریزد خودش خود را از چشممان بیندازد. زحمت را کم میکند؛ خود با پای خویش گورش را هم گم میکند.
