شامِ آخر
Kanalga Telegram’da o‘tish
Azadchehr | they/them | Writer A young person trying to better understand philosophy. Bot: @Azadchehrbotbot Private: https://t.me/+1aYILdhn6aM4Y2Jk
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
344
Obunachilar
+424 soatlar
+677 kun
+7330 kun
Postlar arxiv
343
شاهکار ترین چیزارو مینویسه بعد میگه من استعداد نویسندگیم رفته عزیزم تو قلم برداری یه خط بنویسی قشنگترین نوشته ی زندگی من رو مینویسی
343
Repost from Alien.
مدتی است که باران میبارد، رعد و برق فریاد میزند و زمین میمیرد.
باران با شدت بیشتری خود را زمین میزند انگار که میخواهد یک روزه تمام زخم هایش را بر سر زمین بریزد. اینجا آسمان هنوز هم ناآرام است، باد میوزد و درختان با ریشه هایشان بر دل زمین چنگ میزنند، میخواهند کمی بیشتر بمانند.
میخواهی کمی بیشتر بمانی؟ آسمان اشک میریزد، به ماهش میگوید کمی بیشتر بمان.
کمی بیشتر بمان. مگر در آسمان تو باران نمیبارد؟
