ru
Feedback
شامِ آخر

شامِ آخر

Открыть в Telegram

Azadchehr | they/them | Writer A young person trying to better understand philosophy. Bot: @Azadchehrbotbot Private: https://t.me/+1aYILdhn6aM4Y2Jk

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
344
Подписчики
+424 часа
+677 дней
+7330 дней
Архив постов
انقدر گرسنمه اتفاقا

خوبه که میدونی

همین درسته آفرین.

😭

چرا لحنم بده

شاهکار ترین چیزارو می‌نویسه بعد میگه من استعداد نویسندگیم رفته عزیزم تو قلم برداری یه خط بنویسی قشنگترین نوشته ی زندگی من رو مینویسی

همینه که هست

این احتمالا بزرگترین افتخار زندگیمه

نویسنده مورد علاقه ی نویسنده مورد علاقه‌امم

م

بازم حرفتو قبول ندارن

مهم نیست

به این قشنگی مینویسی

😭

حتما خودم رو

اگر تو استعداد نویسندگی از دست دادی دیگه من چی رو از دست دادم

عزیزم

Repost from Alien.‌‌
مدتی است که باران می‌بارد، رعد و برق فریاد می‌زند و زمین می‌میرد. باران با شدت بیشتری خود را زمین می‌زند انگار که می‌خواهد یک روزه تمام زخم هایش را بر سر زمین بریزد. اینجا آسمان هنوز هم ناآرام است، باد می‌وزد و درختان با ریشه هایشان بر دل زمین چنگ می‌زنند، می‌خواهند کمی بیشتر بمانند. می‌خواهی کمی بیشتر بمانی؟ آسمان اشک می‌ریزد، به ماهش می‌گوید کمی بیشتر بمان. کمی بیشتر بمان. مگر در آسمان تو باران نمی‌بارد؟

Repost from Alien.‌‌
نترسم که با دیگران خو کنی، تو با من چه کردی که با او کنی؟!