`Elixir`
Kanalga Telegram’da o‘tish
باشرف باشید؛ مدت زیادی در این تن نخواهیم ماند. عاشق ایران؛ حرفی سخنی نقدی در خدمتم https://t.me/HarfChatBot?start=045695f0ffc7
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
214
Obunachilar
-124 soatlar
-47 kun
-4530 kun
Postlar arxiv
213
انسان هایی با سلیقه ی "تو اگه منو میخواستی به بقیه تکست نمیدادی"
هم بگا میرن یا مشکل از پلی لیست بامداد سورنا فرشادِ ماست؟
213
نکنه غرق شده باشی
نکنه خاطرهی شهر شده باشی
لمس دوبارهت قلههای کوهَمَن
نکنهها خورههای روحَمَن...
213
من رو بپرون از این کابوس
از این مرگِ همهگیر با صدای ناقوس
خستهتر از اونم خودم گوشهام رو بپوشونم
من رو بپرونم از سلاحِ تابوت
نکنه غرق شده باشی
یا جزئی از خاطرهی شهر شده باشی
لمسِ دوبارهت قلههای کوهَمَن
و این نکنه ها مثِ خورههای روحَمَن
زندگی رو آب رو گرفتمش یاد
از اون لحظه که سیل تو رو گروگان گرفت
واسم دوری یه مفهومِ جغرافیایی بود
با تو معنا گرفتش یهو فاصله
غیرِ تو هیچی تو من زنده نیست
هیچ ماجرایی ساکنِ این قصه نیست
تویی دست گمشدهی من تو شهرِ آشوب زده
منم و این عشقِ خیس.
213
میگردم پیِ دستی که تو فشارِ سیل ول شد و ناپدید و گم
یه کهکشان نبود جا گذاشت
آب کردش زرهِ آهنیم رو ذوب
میگردم پیِ دستی که تو فشارِ سیل ول شد و ناپدید و گم
میکردن موجها جدامون
آب کردش زرهِ آهنیم رو ذوب..
213
بیچرا، بیچون
میونِ این جهنمِ زندهی بیروح
صدایی داخلم تو رو فریاد میزنه
میافتم به درونم از قصهی بیرون
زندگیم یه حجمِ کُشندهست
پُره جنگ و جدل و زخمِ وُ درهست
اگه عشق تو تو دلم نمیبود
نمیشد تو تپش این قلبِ موفق
همینه دلیلِ تمومِ دَوومِ من
حتی گاهی میشه دَوومم تمومِ من
میشه خیلی چیزها رو پذیرفت ولی
بیرحمانهست بی تو قبولِ من
213
تو این جهان مجهول و مجبور
مرگ یعنی نباشم تو تیررسِ چشمهات
دیروزِ من گُمه زیر مهِ سنگین
شاید تو بودی مسیرِ گریختن به فردا
آدمی بدونِ ذوق میونِ تلهست
وقتی از اشکها یه بغض میمونه فقط
دلم تو تلهست، بیرونه تنم
از همه این بیخونهها بیخونهترم
تو بیداری نبینمت رویا میشی تو خواب
نبینمت تو خواب کُلِ بیداریم گُنگه
کمم بیطَعمه و زیادیم تنده
شاید با درخششت سیاهیم گم شه
213
من کم حرف میزنم، با اغراق حرف نمیزنم هندونه نمیدم زیر بغلت، حرفامو برات تزئینِ الکی نمیکنم، تا مطمئن نشدم چیزی رو نمیگم
من بی احساس نیستم من میخوام واقعی باشم.
213
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد
در دام مانده باشد صیاد رفته باشد
از آه دردناکم سازم خبر دلت را
روزی که کوه صبرم بر باد رفته باشد
آواز تیشه امشب از بیستون نیامد
گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد
شادم که از رقیبان دامنکشان گذشتی
گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد
پر شور از «حزین» است امروز کوه و صحرا
مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد
-حزین لاهیجی.
213
دروغه آقا جان دروغه از اکسپلور من بکشید بیرون
من عروسی لایک میکنم بچه لایک میکنم رولز رویس لایک میکنم
آیا دچار اونا هم هستم؟
