uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

`Elixir`

`Elixir`

Kanalga Telegram’da o‘tish

باشرف باشید؛ مدت زیادی در این تن نخواهیم ماند. عاشق ایران؛ حرفی سخنی نقدی در خدمتم https://t.me/HarfChatBot?start=045695f0ffc7

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
214
Obunachilar
-124 soatlar
-47 kun
-4530 kun
Postlar arxiv
عاشقانه های من و زنم

بمان که عشق به حال من و تو غبطه خورَد بمان که یار توام -هوشنگ ابتهاج.

نگاهت می‌کنم؛ خاموش و خاموشی زبان دارد زبان عاشقان چشم است و چشم، از دل نشان دارد. -هوشنگ ابتهاج.

حبیب درونت زنده شده تو

با منی‌؟

23 مهر ؛ ب یاد فرزند ایران غزاله چلابی🕊
به یاد تو که نامت اسم رمز ماست

فعلا همون لانا گوش بدید اینا سنگینه براتون

حالم یکم بهتر شه سلیقه موسیقی خارجی رو یادتون میدم

حضرتِ رپ

جزوه کامل (تیکه تیکه از هر مبحث نه دو جلد منظورمه) معین کرمی دوره پیشرفتشو کسی داره؟ هر کی داره پیوی بفرسته لطفا🙏 @N3anyat

انسان هایی با سلیقه ی "تو اگه منو میخواستی به بقیه تکست نمیدادی" هم بگا می‌رن یا مشکل از پلی لیست بامداد سورنا فرشادِ ماست؟

نکنه غرق شده باشی نکنه‌ خاطره‌ی شهر شده باشی لمس دوباره‌ت قله‌های کوهَمَن نکنه‌ها خوره‌های روحَمَن...

من رو بپرون از این کابوس از این مرگِ همه‌گیر با صدای ناقوس خسته‌تر از اونم خودم گوشهام رو بپوشونم من رو بپرونم از سلاحِ تابوت نکنه غرق شده باشی یا جزئی از خاطره‌ی شهر شده باشی لمسِ دوباره‌ت قله‌های کوهَمَن و این نکنه ها مثِ خوره‌های روحَمَن زندگی رو آب رو گرفتمش یاد از اون لحظه که سیل تو رو گروگان گرفت واسم دوری یه مفهومِ جغرافیایی بود با تو معنا گرفتش یهو فاصله غیرِ تو هیچی تو من زنده نیست هیچ ماجرایی ساکنِ این قصه نیست تویی دست گمشده‌ی من تو شهرِ آشوب زده منم و این عشقِ خیس.

می‌گردم پیِ دستی که تو فشارِ سیل ول شد و ناپدید و گم یه کهکشان نبود جا گذاشت آب کردش زرهِ آهنیم رو ذوب می‌گردم پیِ دستی که تو فشارِ سیل ول شد و ناپدید و گم می‌کردن موجها جدامون آب کردش زرهِ آهنیم رو ذوب..

بی‌چرا، بی‌چون میونِ این جهنمِ زنده‌ی بی‌روح صدایی داخلم تو رو فریاد میزنه می‌افتم به درونم از قصه‌ی بیرون زندگیم یه حجمِ کُشنده‌ست پُره جنگ و جدل و زخمِ وُ دره‌ست اگه عشق تو تو دلم نمی‌بود نمی‌شد تو تپش این قلبِ موفق همینه دلیلِ تمومِ دَوومِ من حتی گاهی میشه دَوومم تمومِ من میشه خیلی چیزها رو پذیرفت ولی بی‌رحمانه‌ست بی‌ تو قبولِ من

تو این جهان مجهول و مجبور مرگ یعنی نباشم تو تیررسِ چشمهات دیروزِ من گُمه زیر مهِ سنگین شاید تو بودی مسیرِ گریختن به فردا آدمی بدونِ ذوق میونِ تله‌ست وقتی از اشکها یه بغض میمونه فقط دلم تو تله‌ست، بیرونه تنم از همه این بی‌خونه‌ها بی‌خونه‌ترم تو بیداری نبینمت رویا میشی تو خواب نبینمت تو خواب کُلِ بیداریم گُنگه کمم بی‌طَعمه و زیادیم تنده شاید با درخششت سیاهیم گم شه

من کم حرف میزنم، با اغراق حرف نمیزنم هندونه نمیدم زیر بغلت، حرفامو برات تزئینِ الکی نمیکنم، تا مطمئن نشدم چیزی رو نمیگم من بی احساس نیستم من می‌خوام واقعی باشم.

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد در دام مانده باشد صیاد رفته باشد از آه دردناکم سازم خبر دلت را روزی که کوه صبرم بر باد رفته باشد آواز تیشه امشب از بیستون نیامد گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد شادم که از رقیبان دامن‌کشان گذشتی گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد پر شور از «حزین» است امروز کوه و صحرا مجنون گذشته باشد فرهاد رفته باشد -حزین لاهیجی.