ᴀʀʟᴇʏ˙𓍯
Kanalga Telegram’da o‘tish
ᴀʀʟᴇʏ ᴀʀᴇᴀ ★ | leyloş + arasko| unknown🧃: @Arleyareabot
Ko'proq ko'rsatishEron109 046Toif belgilanmagan
764
Obunachilar
+224 soatlar
+217 kun
+10530 kun
Postlar arxiv
760
میدونید اگه من فیلمنامهنویس بودم چی مینوشتم؟ مینوشتم وقتی آراس برای پیدا کردن یه سرنخ وارد خونهی آککایاها میشه و برای قایم شدن اول میره توی اتاق لیلا، وقتی میبینه لیلا خوابه، بهجای اینکه برگرده بیرون، کنار تختش میایسته و از احساساتش میگه؛ اینکه چرا اینطوری رفتار کرده و دلیل همهی کارهاش چی بوده. در حالی که آراس فکر میکنه لیلا خوابه، لیلا در واقع بیداره و داره تکتک حرفهاشو میشنوه. بعد هم درست وقتی آراس میخواد از اتاق بره بیرون، لیلا دستش رو میگیره، حسابی غافلگیرش میکنه، از روی تخت بلند میشه و محکم بغلش میکنه. ولی حیف... فیلمنامهنویسهای ما انقدر ظرفیت و توانایی ندارن که یه صحنهی احساسی قشنگ مثل این بنویسن.
760
کامنت جرن : سر صحنه هم نمیذارن با خیال راحت بیشازحد فکر کنیم (اوورتینک کنیم).
جلال الدین : وقتی من اینجام، اوورتینک کردن اصلاً معنی نداره! 🤘🏻
