𝙀𝙉𝙝𝙖𝙯𝙚𝟕
Kanalga Telegram’da o‘tish
𝘞𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 𝘵𝘰 𝘌𝘕𝘏𝘠𝘗𝘌𝘕'𝘴 𝘶𝘯𝘪𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦 𝑾𝒉𝒆𝒓𝒆 𝑬𝑵𝑯𝒀𝑷𝑬𝑵 𝒇𝒆𝒆𝒍𝒔 𝒍𝒊𝒌𝒆 𝒉𝒐𝒎𝒆 A place for ENGENEs I hear u: @littlecrazyengeneBot
Ko'proq ko'rsatish750
Obunachilar
-124 soatlar
-137 kun
+930 kun
Postlar arxiv
749
نوبو یه مدت از BLAST جدا میشه، از نظر احساسی ضربه میخوره، ولی آخرش دوباره برمیگرده پیش گروه چون وابستگی و وفاداریش به نانا و BLAST خیلی عمیقه.
بعد هیسونگ هم...
رفت → همهمون شکستیم
برای همین وقتی هیسونگ میگه «نوبو رو دوست دارم فقط به خاطر استایلش» آدم ناخودآگاه میگه:
هیسونگ مطمئنی فقط به خاطر استایلشه؟
749
Repost from 𝖲𝖾𝗏𝖤𝖭 𝗁𝗈𝗆𝖾 𝖿𝗈𝗋 𝖤𝖭𝖦𝖤𝖭𝖤
نوبوئه توی یه شهر کوچیک به دنیا اومده. خونهش پر از دعوا و تنش بوده و به همینه که از بچگی تشنهی محبت و گرما بوده. توی همون شهر، با نانای بزرگ آشنا میشه و تحت تأثیر شخصیت قوی و استعدادش قرار میگیره. عشق به موسیقی باعث میشه گیتار یاد بگیره و بعداً به گروه BLAST (بلک استونز) ملحق بشه، جایی که نانا خوانندهست و یاسو بیسیست.
با نانا و بقیهی گروه به توکیو میرن تا بتونن در سطح بزرگی موسیقی کار کنن. توی توکیو، توی خونهی شمارهی ۷۰۷ با نانا و بعداً هاچی (نانای کوچیک) همخونه میشن.
گروه BLAST کمکم معروف میشه و کنسرتهای بزرگ میدن. نوبوئه به عنوان گیتاریست گروه، حس میکنه به هدفش داره نزدیک میشه. ولی همیشه زیر سایهی نانا و رن (گیتاریست Trapnest و معشوق نانای بزرگ) احساس حقارت میکنه و فکر میکنه به اندازهی کافی خوب نیست.
نوبوئه با هاچی هم رابطهی عاطفی پیدا میکنه و بهش دل میبنده. ولی وقتی هاچی باردار میشه (از تکومی، یه عضو دیگهی Trapnest) و تصمیم میگیره به تکومی برگرده، نوبوئه شوکه و شکسته میشه. این ضربه اونقدر سنگینه که گروه رو ترک میکنه و به شهر خودش برمیگرده تا از همه چی فاصله بگیره.
مدتی (چند ماه) از گروه جدا میشه، ولی به خاطر وفاداری عمیقش به نانا و BLAST، دوباره برمیگرده و به گروه ملحق میشه. این برمیگرده نشون میده که گروه براش خونهی دوم و تنها پناهگاه امنشه.
بعد از برگشت، نوبوئه همچنان با درد عشقِ نرسیده به ری و احساس حقارت دست و پنجه نرم میکنه. سعی میکنه قویتر بشه و روی موسیقی تمرکز کنه، ولی از نظر عاطفی همیشه یه آدم زخمی و نیازمند به عشق میمونه. مانگا به خاطر بیماری نویسنده ناتمام مونده، پس پایان قطعیای براش نوشته نشده، ولی تا آخرین جلد، عضو وفادار BLAST هست.
