uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

_ مستاجر پلاک ۱۱ _

_ مستاجر پلاک ۱۱ _

Kanalga Telegram’da o‘tish

_آدمکی فرو رفته در غم.غریبه با آدم‌ها و دوست درخت ها. برگ‌های خیس. سینما و کیارستمیِ عزیز .قهوه. مه و ماه. شجریانِ جان. یک صندلی خالی. هزار فکرِ ناتمام. داستایفسکی. شب. غنچه‌ی مخملی. پری با بال‌های توری.کتاب‌های فراوان.تا همیشه آبی. زندگی و کمی دیوانگی!

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
377
Obunachilar
-124 soatlar
-37 kun
-2430 kun
Postlar arxiv
photo content
+1

_The sound of autumn is in the air.🍂

بخشی از روزم دیدن عکاسی های آتوساست.گاهی پیوی گاهی چنل هاش 🫠دوستش میدارم

Repost from N/a
photo content

نوشته های آتنا🫠

نمی‌دانم، عزیزِ من؛ واقعاً نمی‌دانم. گاهی با خود می‌نگرم: مبادا این مهری که در سینه‌ام می‌جوشد و این‌قدر برایم مقدس است، حماقتی بیش نباشد؟ نکند حکایتِ ما، حکایتِ همان درختِ دل‌به‌تبر‌بسته باشد؟ که هرچه هم زخم خوردیم از این سرزمین، باز هم سرمشق کردیم آن بیت را که: «چو ایران نباشد، تن من مباد.» از یک‌جا به بعد، نه ایرانی ماند و نه تنی. و ما هنوز در خاکسترِ رویاهایمان، به دنبال تکه‌های سوخته‌ی امید می‌گردیم. آنچه نگاهِ مرا از باورِ تو دور می‌کند، آن است که این خاک، خودش هم سوخت. دیگر از ایران چه ماند؟ در غمِ این همه فرزند؟

نسبت به نیایش همیشه منتظر ی پست جدیدم🫠

یکی از بامزه ترین کاپلا🫠🫠🫠😭

sticker.webp0.05 KB

sticker.webp0.34 KB

خداروشکر حداقل خجالت نمیکشم عطسه کردنی

به طرز عجیبی هرجا میرم همه باهم مریض شدیم:)

شب بود و جهان، پشت پنجره‌های دور جا مانده بود؛ اینجا اما شمعی روشن بود،کتابی نیمه‌باز و دختری که انگار خودش تکه‌ای از آسمان ب
+1
شب بود و جهان، پشت پنجره‌های دور جا مانده بود؛ اینجا اما شمعی روشن بود،کتابی نیمه‌باز و دختری که انگار خودش تکه‌ای از آسمان بود.