uz
Feedback
𝒎𝒚 𝒎𝒐𝒐𝒏

𝒎𝒚 𝒎𝒐𝒐𝒏

Kanalga Telegram’da o‘tish

https://t.me/iRoChatBot?start=sec-ifciebchib

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
238
Obunachilar
-124 soatlar
-127 kun
+430 kun
Postlar arxiv
خیلی کارارو میتونم انجام بدم ولی نمیدم؛ نه بخاطره حرف مردم، صرفا بخاطره این که وجدانم پیشِ خودم آروم باشه و خودم پیشِ خودم‌محترم بمونم..

گُل گرفتن و گُل دادن هیچوقت عادی نمیشه:)))
گُل گرفتن و گُل دادن هیچوقت عادی نمیشه:)))

دلم تنگ میشه اره، ولی دلم گوه زیاد میخوره قرار نیست بهت تکست بدم.

حلالم کن اگر روزی گرفتار دلت بودم نفهمیدم که خوش بودی و تنها مشکلت بودم.

کاش به جای دلار من می‌رفتم بالا، همینطور مستقیم به سمت آسمون و اون دنیا.

دلم می‌خواست در عصر دیگری دوستت می‌داشتم؛ در عصر تالار های باشکوه، موسیقی پیانو و ویالون، شراب ‌های‌ قرمز‌ کهنه، رقص های درباری، گل های خشک شده در میان صفحات کتاب، نامه های عاشقانه و قرار هایی پنهان پشت پنجره های بلند رو به باغ.

زنانی كه نگاهشان شبيه «شعر» است را بايد مردانی كه سر از شعر در می‌آورند دوست بدارند ؛

‏این حس شیشم دهنمو سرویس کرده بابا من می‌خوام گول بخورم دو دقیقه ول کن.

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم. آدم خيال مى كند غم چیزی شبيه زخمى ست روى پوست؛ كه اگر زمان بگذرد، اگر گريه کنی، اگر کسی دستت را بگیرد، اگر صبح هاى بيشترى از راه برسند، بالاخره خشک مى شود و مى افتد. اما نه. بعضی غم ها زخم نيستند؛ ريشه اند. می‌روند زير پوستت، از گوشتت عبور مى كنند، به استخوانت مى رسند و آن جا خانه مى كنند. بعد، آن قدر آرام با تو یکی مى شوند كه دیگر نمى دانى كدام قسمتِ تو «تو» هستی و كدام قسمت غم است.

من تورو برای چیزی بخشیدم که اگه من انجامش میدادم تو ازم متنفر میشدی.

«مرا از چشم‌ها انداخت خوبی‌های بی‌حدم که دل را می‌زند چیزی که بی‌ اندازه شیرین است» ﮼ جواد منفرد

«ما برای با تو بودن عمر خود را باختیم بد نبود ای دوست گاهی هم تو دل می‌باختی» ﮼ فاضل نظری

‏من بین دوست داشتن و دوست داشته شدن، فاصله گرفتن از آدما رو انتخاب میکنم مرسی بوس.

ترکیب دلخوری و دلتنگی برای یک آدم اصلا جالب نیست.

دير سين زدن از تو، قطع ارتباط از من. بى تفاوتى از تو، فاصله گرفتن از من. كم توجهى از تو، كم رنگ شدن از من. سرد شدن از تو، حذف کردن از من. منتظر گذاشتن از تو، منصرف شدن از من. سكوت از تو، خداحافظى از من. كم گذاشتن از تو، كنار كشيدن از من. اولويت نبودن از تو، دست كشيدن از من. ناديده گرفتن از تو، فراموش كردنت از من.

چطور می‌توانست بگوید دوستت دارم؛ وقتی چنین آسوده به تماشای رنج من نشسته بود؟

پذیرفتم تو معقوله‌ی عشق و عاشقی من جایگاهی ندارم.

‏حوصله ادمارو ندارم کاش فرشته ها نزدیک بمونن فقط.

چگونه است که اینگونه می‌هراسم از ، از دست دادنت ؛ طوری که انگار همین حالا هم تو را دارمت : )

تقریبا میشه گفت هیچ کس دوسم نداره، همه لازمم دارن.