•𝑻𝒊𝒔𝒈𝒖𝒊𝒔𝒆•
Kanalga Telegram’da o‘tish
“از دلِ آتش تا آبیِ سکوت” @Bluetpbot : 🕊️ارتباط با پَریلا گپ اتاقِ آبی🫂 : @Familyblueroom
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
653
Obunachilar
-124 soatlar
-97 kun
-5530 kun
Postlar arxiv
653
یادت نره
اگر رفتم
مطمئن باش حین جمع کردن چمدونم ، بارها دیدم حتی نگاهمم نمیکنی
مطمئن باش قبل از بستن در ، بارها به چشمات نگاه کردم که ببینم داد و فریاد هات برای منه یا خودت
من قبل رفتنم بارها به تو فرصت دادم عزیزکرده
“پَریلا”
653
تو هیچ وقت نمیتونی درک کنی عزیزکرده
نمیتونی بفهمی چقدر سخته توی سایه ها بودن فقط برای کنارت موندن …
نمیتونی بفهمی چقدر سخته آبی بودن میون بوم سیاه زندگی برای دیدنت …
“پَریلا”
653
همینو میخواستی بشنوی آره؟
آره ، خسته شدم
خسته شدم از خواستنت و خواسته نشدن از طرفت
خسته شدم اینقدر دویدم ولی تو نهایت سه قدم برمیداری
خسته شدم از دیدن عکسای قدیمیت ولی تو ساعت ها قبلش خوابت برده باشه
خسته شدم
قلبم خسته و زخمی شده از مدارا و تحمل کردن برای تو
برای تویی که نه منو میبینی نه میخوای که فقط منو ببینی
اره ، برعکس کلیشه ها خسته شدم از خواستنت
میدونم قلبم توی دستاته ولی رهاش میکنم و میرم
میدونم بعد تو واقعی نمیخندم
میدونم بعد تو اشک مهمون همیشگی چشمام میشه
میدونم دونه دونه زخمای روحم سر باز میکنن
اما میرم
چون جوری قلبمو داغون کردی که حتی صاحبش رو پس میزنه …
“پَریلا”
653
چرا سرتو گرفتی پایین عزیزکرده؟
توی چشام نگاه کن
بهم بگو
موقعی که منتظر نگاهت بودم ، گره کور چشمانت به چی زده شده بود؟
“پَریلا”
653
نمیتونستم ببینم زادگاهِ من توی سینت اسم اونو فریاد میزنه و از هر نگاهش عشق چکه میکنه …
“پَریلا”
653
روح من خودسرانه برای التماس از گوش هایت نواخت
حال که نیستی ، آموخته چگونه نت ها را مخفی و مرده در دستانش نگه دارد
“پَریلا”
653
منی که التماس بقیه به خدا رو میدیدم خنده ام میگرفت
به جایی رسیدم که فراموش کردنتو از معبود گدایی میکنم …
“پَریلا”
653
وقتی میخواستی نباشی
چرا منو صدام کردی دونه برف؟
من با هر سرمایی خو گرفته بودم
اما زمستونِ تو داره استخوان هامو خورد میکنه
خورشیدِ دلتنگیت ذره ذره همه وجودمو آب میکنه
من با خیال ستاره های دنباله دار میخوابیدم
سیاهیِ نبودنت حتی نور ستاره ها هم گرفته …
“پَریلا”
