• آبی•
Kanalga Telegram’da o‘tish
«فکر کن گیاهی پیچنده هستی.» دانشجوی روانشناسی و عاشق در اینجا و شاید عکاس در دنیای موازی؟ جستارهایی از نجاتدهندهها و دیگر چیزها🌨 افرا صدام کن🍁 پلیلیست: @afrablueplaylist اینستاگرام: https://www.instagram.com/bluefral?igsh=MW9jZWFjdWJjMG5vdw==
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
815
Obunachilar
-424 soatlar
+547 kunlar
+4630 kunlar
Postlar arxiv
815
اخیراً نظریهٔ مازلو و اون هرم معروفش برام رفته زیر سوال. آقای مازلو، من حتی توی روزهایی که عملاً بمب روی سر این مردم ریخته میشد و کسی نمیدونست شب میخوابه و زیر آوار خونهش دفن میشه یا نه، دیدم کسانی رو که دور نوازندهٔ خیابونی جمع میشدن و به صدای سازش گوش میدادن. دیدم کسانی رو که بیشتر از قبل مینوشتن، میخوندن و حرف میزدن از لذتهای نجاتدهندهشون. دیدم که استاد کمانچهنوازی که سالها برای آموزشگاهش تلاش کرده بود، با سازش روی خرابههای آموزشگاهش نشست و نواخت و گفت میخوام آخرین صدایی که اینجا طنینانداز میشه صدای ساز باشه نه موشک. دیدم که گاهی بقا نه به پوشاک و خوراک و مسکن و امنیت، بلکه به شنیدن شب سکوت کویرِ شجریان گره میخوره.
آقای مازلو، وقتی بحث به ایران و خاورمیانه میرسه، خیلی از چیزها معنای خودشون رو از دست میدن و از هر کلمه و احساسی، مفهومی جدید جوانه میزنه.
815
روزی یکدیگر را دوباره خواهیم یافت. تو را خواهم یافت. خواهم شناخت؛ حتی اگر چشمانی برای دیدنم نداشته باشی. حتی اگر قاصدکی باشی که بر شانههایم مینشیند، یا شکوفهای که باد با خود از پنجرهٔ نیمهباز به اتاقم میآورد. حتی وقتی برای هزارمین بار متولد شوی و قرار بر تکدرخت بودنت در میان دشتی دور باشد، من رودخانهای خواهم بود که خود را به تو خواهد رساند.
