نبهان؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
توی فیلم اشک هور میگفت: " وقتی یه چیزی توی سرت گم میشه باید بگردی پیداش کنی مگرنه برای همیشه از یادت میره" اینجا گمشده های توی مغز منه.. اگه ننویسم دیگه خیلی سخت پیدا میشه برای پیشنهاد، انتقاد و فحش در خدمتیم: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8186950620
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
1 371
Obunachilar
+224 soatlar
-227 kun
-1830 kun
Postlar arxiv
1 371
آسیب که توی اون اتفاقات طبیعیه حالا چه جزئی و چه وخیم اما خب شغل ماست و این هم یکی از اتفاقاتی که ممکنه باهاش روبرو بشیم.
1 371
خیلی از تصاویر و ویدیو هایی که در مستند مسخ قرار بود پخش بشه توسط دوربین خود بچه های ما ضبط شده بود اما یک سری هاشون به دلیل اینکه باعث رعب و وحشت میشدن، اصلا در مستند قرار نگرفتن یا به صورت تصاویر مات منتشر شدند.
خیلی از عزیزان شهید شدند و مرور اون شب جز یک سری خاطرات اذیت کننده، هیچ چیزی برای ما نداره.
1 371
ویدیو ها به صورت گسترده در فضای مجازی پخش شد
از اغتشاشات شهر کرمانشاه که ما مستقیما از کف خیابون هم شاهدش بودیم به صورت مستند مسخ ساخته شد.
بازنشر زیادی داشتن میتونید با یه سرچ ساده پیدا کنید هرچند این ویدیو ها رو میتونیم در خدمتتون اینجا هم قرار بدیم اما تصاویر دلخراش زیاد داخل این ویدیو ها به چشم میخوره.. ممکنه برای برخی خوشایند نباشه.
1 371
اگر ممکنه از تصاویر دوربین های مداربسته هم قبلا داخل روبیکا میذاشتید به عنوان سند
بذارین ممنون.
1 371
ما دو تا نویسنده جزو ادمین ها داریم که برای مکتوب کردن خاطرات به صورت متون ادبی و روان، کمکمون میکنن.
روز اول هدفمون از ایجاد این کانال در روبیکا همین بود که روایت گر شهدای متفاوت باشیم و خوشبختانه در روبیکا تمام توانمون رو گذاشتیم و روایت ها به لطف خدا، مخاطب های نسبتا زیادی داشتند.
این بار هم هدفمون از دوباره راه اندازی این کانال در تلگرام، دقیقا همین بود.
تمام شهدا برای ما عزیز هستن و سعی میکنیم روایت هایی از شهدا رو به گوش خیلی از عزیزان برسونیم.
پس اگه روایت ها و خاطراتی از شهدا داشتین ما در خدمتتونیم.
در ناشناس چنل ارسال کنید حتما در کانال گذاشته میشه.
1 371
اگه ماهم خاطرات شهدای دیگه رو براتون بفرستیم میتونید به همین لحن ادبی زیبای خاطراتی که خودتون از دوستان شهیدتون میزارین رو بنویسید و در کانالتون بزارید تا مابقی شهدا هم ازشون یادی بشه؟
1 371
در توضیحات پزشک قانونی درباره ی پیکر شهید مسیحا سالاری، سومین جاوید الاثر مدرسه ی میناب نوشته شده:
"سوخت و خاکستر شد…"
حالا هروقت مادرش بخواهد به رسم مادری او را در آغوش بکشد، باید به خاک آوار های مدرسه سر بزند.
1 371
سند جنایت دشمن آمریکایی
در کنار شهادت معلمان و دانش آموزان کوچک میناب، جنینی قبل از پا گشودن به این دنیا.. شهادت را به چشم دید.
حتی نتوانست قاب عکسی داشته باشد تا بعد از شهادتش بر روی مزارش بگذراند.
اینجا، کودکان سرزمین من، کمتر از یک پروانه عمر میکنند...
1 371
کسانی کربلا رفتن مصطفی راغب و مجتبی شکوری رو به تمسخر میگیرن،
که خودشون تا دیروز برای کشته شدن کودکان میناب و حمله ی آمریکا به کشورشون، میرقصیدند.
به قول مجتبی شکوری: " نباید ترسید."
1 371
تازه ماشینش رو خریده بود و درست مثل هر جوان دیگه ای ذوق سوار شدنش را داشت.
بار ها به شوخی و خنده بهش میگفتیم: "بده حداقل بچه ها باهاش یه دور بزنن.."
او هم با خنده جواب میداد: " تا از نویی در نیاد به هیچکدومتون نمیدم.. "
شوخی میکرد.. آخر مهربان تر از این حرف ها بود.
اولین روزی که ماشینش را خریده بود و با ذوق و شوق جوان گونه ای به پایگاه آمده بود، به همه ی ما شیرینی داد.
با آب و تابی از ماشینش صحبت میکرد و من هم از دیدن چهره ی خوشحالش، خشنود میشدم.
اما حالا...
هفته ها میشود که نه خبری از آن جوان پرشور است و نه خبری از آن ماشین نو.
حالا تو زیر انبوهی از خاک خوابیدی و ماشینت زیر انبوهی از آوار هایی که خاطراتی به همراه دارند.
بعد از اینکه فرصت شد دوباره به پایگاهی که جز آوار حالا ازش چیزی باقی نمانده، سر بزنم..
چشمم دقیقا به همین صحنه افتاد و تمام آن روز ها دوباره و دوباره تکرار شد.
حداقل میشود گفت تو به آرزویت رسیدی و بعد این دنیا رو به مقصدی خوش تر ترک کردی...
امان از آن جوانانی که حسرت به دل، شهید شدند.
#دل_نوشته
