uz
Feedback
𐙚 𝖶𝖤 𝖢𝖮𝖴𝖯𝖫𝖤 𝖹𝖮𝖭𝖤 (ym)

𐙚 𝖶𝖤 𝖢𝖮𝖴𝖯𝖫𝖤 𝖹𝖮𝖭𝖤 (ym)

Kanalga Telegram’da o‘tish

𝖶𝖨𝖫𝖫𝖨𝖠𝖬𝖤𝖲𝖳 𝖮𝖴𝖱 𝖲𝖠𝖥𝖤 𝖯𝖫𝖠𝖢𝖤! https://t.me/+Oin7BcKOclc0NzQ0 @WestyHomebot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
258
Obunachilar
-224 soatlar
-47 kunlar
-430 kunlar
Postlar arxiv
بچهها این فیکشن منه؛ اگه دوست دارید میتونم دوتا پارت قبلم اینجا بزارم که بخونین

⤿ #Williamest ∥ #youaremyyeollow ∥ #Scenario ⌝ ɴᴀᴍᴇ: you are my Yellow ɢᴇɴʀᴇ: Romance , Drama ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: Williamest ᴡʀɪᴛᴛᴇɴ: Bor
⤿ #Williamest ∥ #youaremyyeollow ∥ #Scenario ⌝ ɴᴀᴍᴇ: you are my Yellow ɢᴇɴʀᴇ: Romance , Drama ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: Williamest ᴡʀɪᴛᴛᴇɴ: Bora
است اخرین گلدان گل را از توی ماشین پیاده کرد و با پیرمرد خداحافظی کرد. نگاهش به سمت ساعتش سوق خورد، هنوز ۷ نشده بود. است بدنش را کمی کش داد و خودش را به بالا کشید؛ گرسنه‌اش شده بود بعد این همه فعالیت بدنی که داشت اما هنوز واسه غذا زود بود؛ چشم‌هایش سمت شیشه‌ی مغازه چرخیدند تا بفهمد ویلیام در چه حالیست. ویلیام غرق در صفحه‌های کتابی بود که است مدتی بود درگیر خواندنش و فهمیدن سطر به سطر آن کتاب بود؛ است وارد مغازه شد و گفت - انگار توام درگیرش شدی. ویلیام کتاب را بست و با چشمانی که انگار گیج بود و کمی مضطرب، به اِست نگاهی کرد و گفت - این کتاب رو خوندی؟! 
[بـرای خوانــدن پارت سوم کلــیـک کنیـد.] ── .✦ ɢᴍᴍᴛᴠ ꜰᴀᴍɪʟʏ ִֶָ𓂃

⚝𝖤𝖲𝖳 𝖨𝖭𝖲𝖳𝖠𝖦𝖱𝖠𝖬 𝖴𝖯𝖣𝖠𝖳𝖤
+4
⚝𝖤𝖲𝖳 𝖨𝖭𝖲𝖳𝖠𝖦𝖱𝖠𝖬 𝖴𝖯𝖣𝖠𝖳𝖤

⚝𝖣𝖱. 𝖠𝖫𝖫𝖸 𝖨𝖭𝖲𝖳𝖠𝖦𝖱𝖠𝖬 𝖴𝖯𝖣𝖠𝖳𝖤

⚝𝖣𝖱. 𝖠𝖫𝖫𝖸 𝖨𝖭𝖲𝖳𝖠𝖦𝖱𝖠𝖬 𝖴𝖯𝖣𝖠𝖳𝖤 فوتوشات‌های تبلیغاتی است برای برند DR.ALLY
+3
⚝𝖣𝖱. 𝖠𝖫𝖫𝖸 𝖨𝖭𝖲𝖳𝖠𝖦𝖱𝖠𝖬 𝖴𝖯𝖣𝖠𝖳𝖤
فوتوشات‌های تبلیغاتی است برای برند DR.ALLY

⚝ #𝖤𝖣𝖨𝖳
طبق گفته‌ها، پیچ اند می هشت قسمته

⚝𝖤𝖲𝖳 𝖳𝖶𝖨𝖳𝖳𝖤𝖱 𝖴𝖯𝖣𝖠𝖳𝖤 🦈:بچه‌های بانکوک، اعلام حضور کنید!
⚝𝖤𝖲𝖳 𝖳𝖶𝖨𝖳𝖳𝖤𝖱 𝖴𝖯𝖣𝖠𝖳𝖤
🦈:بچه‌های بانکوک، اعلام حضور کنید!

تموم شد:( امیدوارم بوس بدید به اپدیت

⚝𝖶𝖨𝖫𝖫𝖨𝖠𝖬 𝖯𝖵𝖬 𝖲𝖪𝖨𝖭 𝖢𝖫𝖠𝖲𝖲
🎤: رسانه‌ها در مورد پیچ ​​و من پرسیدند 🎸: ما تقریباً فیلمبرداری را تمام کرده‌ایم و سریال «یو منیاک» رو هم داریم. ما همزمان روی دو پروژه کار می‌کنیم، بنابراین واقعاً می‌خوام همه منتظرشون باشن چون برایش تلاش زیادی کردم. در مورد روم، در فصل قبلی اون فقط به طور خلاصه به عنوان مهمان ظاهر شد، اما در این قسمت نقشش مهم‌ترعه، همانطور که در تریلر می‌بینید.

🎸: وقتی سر کاریم، مجبوریم خیلی با هم حرف بزنیم، درسته؟ راستش بعضی وقت‌ها من و پی‌است اون‌قدر در طول روز با هم حرف می‌زنیم که آخرش اصلاً دیگه حرف همدیگه رو نمی‌فهمیم. 🤣 همش می‌شه: «ها؟ چی گفتی؟» دقیقاً همین‌جوری. چون زمان خیلی زیادی رو کنار هم می‌گذرونیم. پی‌کو هم همین‌طوریه. 🎤: (خبرنگارها درباره‌ی این که ۷۰٪ وقتتون کاره و ۳۰٪ سفر می‌پرسن.) 🎸: در واقع بیشتر از اون کار می‌کنیم... تقریباً می‌شه ۶۰٪ کار... 🎤: (خبرنگارها می‌خندن و می‌پرسن یعنی اون ۴۰٪ سفره؟) 🎸: خب... یه بخشی از اون هست. ولی راستش ما فقط نیاز داریم استراحت کنیم، چون واقعاً خیلی زیاد کار می‌کنیم. یکی یه بار بهم گفت آدم باید برای خودش یه چیزی پیدا کنه که دوباره اشتیاق و انگیزه‌ش رو برگردونه، چون یه جایی مغزت دیگه کاملاً هنگ می‌کنه. حس می‌کنم هر وقت می‌خوام به چیزی فکر کنم، ذهنم دیگه روان نیست؛ انگار همه‌چیز مه‌آلود می‌شه و هیچ فکری جلو نمی‌ره. این یعنی بدنت داره بهت می‌گه: «واقعاً وقتشه یه استراحت کنی.» چون اگه استراحت نکنی، ممکنه واقعاً مریض بشی. برای همین، هر وقت فرصتی پیش بیاد، یه سفر کوتاه می‌رم، فقط برای اینکه یه نفسی بکشم. اگر هم پی‌است برامون یه سفر برنامه‌ریزی کنه، من فقط می‌گم: «باشه، بریم.» 🤍