uz
Feedback
یادداشت های روانشناسی

یادداشت های روانشناسی

Kanalga Telegram’da o‘tish

اولین مخاطبم خودمم✨ در مسیر روانشناسی🌱 هماهنگی جلسات کوچینگ: @elnazalaei

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
595
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+497 kun
+4930 kun
Postlar arxiv
وقتی دوستی از هنری جیمز پرسید چطور ویرانی‌های جنگ جهانی اول را تاب آوردی، او پاسخ داد: «حس کن، حس کن، هرقدر می‌توانی حس کن.» این توصیه عصاره‌ی معنای انسان ماندن است. رژیم‌های توتالیتر تلاش می‌کنند توانایی ما برای احساس کردن را از هم بپاشند، ما را بی‌حس کنند، انسانیت‌مان را مصادره کنند؛ همان‌طور که سانسورها بخش‌هایی از کتاب‌ها را سیاه می‌کنند.

خیلی چیزها اعتبارشان در دشوار بودن‌شان است. زندگی هم فی‌الواقع آسان نیست. البته می‌شود آسانش گرفت؛ امّا همان‌قدر که آسانش بگیری از عُمقش کاسته می‌شود، و این نشان می‌دهد که عمق، دشوار است و دل‌پذیر ... نادر ابراهیمی

روزهای سختیو گذروندیم ولی دووم آوردیم «دوام آوردن» تنها و بهترین کاری بود که می‌تونستیم بکنیم.

بعد ‌ از روزهای طولانی؛ سلام.

«ای کاش می‌شد که آدم بقیه عمرش را طور دیگری، در راه تازه‌ای، زندگی کند. یک صبح آفتابی بیدار شود و ببیند که زندگی نویی را شروع کرده است و گذشته فراموش شده و مثل دود به هوا رفته و ناپدید شده. زندگی، تو بگو من چطور می‌توانم زندگی نویی را شروع کنم؟ از چه و با چه شروع کنم؟» #دایی_وانیا

خشمی که مجال بروز نیافته باشد، فراموش نمیشود. تبدیل می‌شود به بی‌قراری پخش شده در سینه، بی‌رمقی ته‌نشین شده در نگاه، سنگینی منتشر در پا، دست، شانه. تبدیل می‌شود به فریادهای ناهنگام بر سر آدم‌های بی‌ربط، به بریدن تصادفی دست، شکستن تصادفی یک لیوان، به بی‌حافظگی گم کردن چیزها. #مهدی_میناخانی

زندگی مال توئه، راهتو، انتخاب‌هاتو خودت بساز. چون حسرتاشم فقط مال تو می‌مونه.

ارزش من از داشته هام نمیاد از بودنم میاد..

عشق زنده و راستین مواجهه‌ای است میان دو کودک آسیب‌پذیر که به خوبی یاد گرفته‌اند نقش بزرگسالانی بالغ را بازی ‌کنند. #آلن_دوباتن

زندگی حتی وقتی انکارش می کنی؛ حتی وقتی نادیده اش می گیری، حتی وقتی نمی خواهی اش، از تو قوی تر است؛ از هر چیز دیگری قوی تر است... آدم هایی که از بازداشتگاه های اجباری برگشته اند، دوباره زاد و ولد کردند. مردان و زنانی که شکنجه دیده بودند، که مرگ نزدیکانشان و سوخته شدن خانه هاشان را دیده بودند؛ دوباره به دنبال اتوبوس ها دویدند، به پیش بینی هواشناسی با دقت گوش کردند و دخترهایشان را شوهر دادند. باور کردنی نیست؛ اما همین گونه است... زندگی از هر چیز دیگری قوی تر است... باید یک بار به خاطر همه چیز گریه کرد، آن قدر که اشک ها خشک شوند، باید این تن اندوهگین را چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد، به چیز دیگری فکر کرد... باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد. #آنا_گاوالدا

فقط حسی بدوی و ساده مثل عشق کافی بود ولی عشق تنها چیزی بود که هرگز به فکر هیچکس نرسید. #صد_سال_تنهایی

بنام خدای مهربان✨