یادداشت های روانشناسی
Kanalga Telegram’da o‘tish
اولین مخاطبم خودمم✨ در مسیر روانشناسی🌱 هماهنگی جلسات کوچینگ: @elnazalaei
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
594
Obunachilar
+5324 soatlar
+497 kun
+4930 kun
Postlar arxiv
راجع به نبودن آدمها نیست، راجع به «احساسِ» دریافت نکردن محبت، توجه، همدلی و حمایت عاطفیه.
روز دوم
طرحواره محرومیت هیجانی
طرحواره محرومیت هیجانی یعنی فرد در عمق وجودش انتظار داشته باشه که نیازهای عاطفی و هیجانیاش از طرف آدمهای مهم زندگی به اندازه کافی دیده و برآورده نشن.
یعنی یک جور باور عمیق که:
«کسی قرار نیست واقعاً منو بفهمه.»
«کسی حواسش به احساسات من نیست.»
«اگر ناراحت باشم، خودم باید خودمو جمع کنم.»
«من هیچوقت اون توجه و محبتی که نیاز دارم رو دریافت نمیکنم.»
درباره این طرحواره حرف خیلی زیاده، اگر دوست دارین بیشتر راجع بهش بدونید کتاب «زندگی خود را دوباره بیافرینید» رو بهتون پیشنهاد میکنم.
چجوری خودش رو نشون میده؟
فرد با کوچکترین تغییر در رفتار طرف مقابل، احساس خطر میکنه:
«چرا امروز سرد شده؟»
«چرا جوابم رو دیر داد؟»
«نکنه دیگه دوستم نداره؟»
«نکنه یکی دیگه رو پیدا کرده؟»
ممکنه مدام دنبال اطمینان گرفتن باشه، به فاصله گرفتن حساس بشه یا حتی قبل از اینکه واقعاً اتفاقی بیفته، خودش رابطه رو خراب کنه تا از دردِ ترک شدن در امان بمونه.
نکته مهم اینه که داشتن یکی از این رفتارها بهتنهایی به معنی داشتن طرحواره رهاشدگی نیست. چیزی که اهمیت داره، الگوی عمیق و تکرارشوندهایه که در روابط مختلف خودش رو نشون میده.
(چه رابطه دوستی باشه، چه رابطه عاطفی)
تلهی رهاشدگی، توی بیشتر موارد تو سن خیلی پایین شکل میگیره، یعنی زیر دو سال(توی مرحله پیش کلامی)
بخاطر همین این تله قدرت و نفوذ عاطفی زیادی داره.
تجربههایی مثل جداییهای مکرر، از دست دادن یکی از افراد مهم زندگی، بیثباتی عاطفی والدین، یا مراقبی که از نظر عاطفی قابل پیشبینی و در دسترس نبوده، میتونن در شکلگیری طرحواره رهاشدگی نقش داشته باشن.
ذهن کودک از این تجربهها ممکنه به یک نتیجه برسه:
آدم هایی که دوستشون دارم هر لحظه ممکنه برن.
روز اول
طرحواره رهاشدگی/بیثباتی
طرحواره رهاشدگی یعنی یک باور و احساس عمیق و ماندگار در فرد که آدمهای مهم زندگیاش در نهایت ترکش میکنن، ازش فاصله میگیرن یا دیگه نمیتونن در کنارش بمونن.
این طرحواره میتونه باعث بشه فرد حتی در یک رابطهی نسبتاً امن هم دائماً نگران از دست دادن طرف مقابل باشه و تغییرات کوچک در رفتار او رو نشونهی رفتن یا طرد شدن بدونه.
بهش میگم روانشناسی یه نوره برام
هر چقدرم زندگی تاریک بشه، قلبم بهش گرمه
میگه تو خودت نوری، اون نور از درون تو میاد، نه از رشته تحصیلت
اگر خواستین براش آزمون بدین که بیشتر باهاش آشنا بشین، تست طرحواره جفری یانگ توی گوگل به صورت رایگان هست.
یک تست ۹۰ سوالیه.
ولی نتیجه این پرسش نامه یه تنهایی، تشخیص روانشناسی محسوب نمیشه.
طرحواره فقط «فکر» نیست؛ ترکیبی از باورها، خاطرات، هیجانها، احساسات بدنی و الگوهای رفتاریه که معمولاً ریشه در تجربههای اولیه زندگی داره. یه جور عینک ذهنیان که باهاش خودمون، آدمها و اتفاقات رو میبینیم.
مثل:
آدمها آخرش ترکت میکنن.
هیچکس واقعاً منو نمیفهمه.
اگر به کسی اعتماد کنم، حتماً از اعتمادم سوءاستفاده میکنه.
من به اندازه کافی خوب نیستم.
من از بقیه بهترم، حقم بیشتره و باید با من متفاوت رفتار بشه.
طرحواره یعنی چی؟
خیلی ساده بخوام بگم، طرحوارهها الگوهای عمیق و نسبتاً پایداری هستن که از تجربههای زندگی، مخصوصاً تجربههای دوران کودکی، شکل میگیرن و روی برداشت ما از خودمون، آدمها و رابطههامون اثر میذارن.
سلام بچهها
خیلیاتون راجع به طرحوارهها سوال پرسیده بودین.
طرحوارهدرمانی رویکرد مورد علاقهی من نیست؛ ولی چون دیدم این موضوع براتون جذابه، گفتم یه کار متفاوت کنیم:
هر روز یکی از طرحوارهها رو با هم بخونیم؛ ببینیم هر طرحواره چیه، چطور شکل میگیره و ممکنه خودش رو توی زندگی روزمرهمون چطور نشون بده.
خستگی روان با چند ساعت خواب از بین نمیره.
دلت نمیخواد از تخت بیای بیرون، چون میدونی بیرون از این اتاق، دوباره باید با کلی فکر، مسئولیت، آدم و مسئله روبهرو بشی.
و چیزی که بیشتر از خودِ زندگی خستهات کرده، فشاریه که مدتهاست داری برای ادامه دادنش تحمل میکنی.
زندگی قرار نیست بهت آسون بگیره
و همینطور قرار نیست بهت سخت بگیره
زندگی فقط زندگیه، فقط جریان داره.
Repost from ساقی
حتی طبیعت هم بهت یاد میده به اندازه باشی، نور خورشید میسوزونه اگه بیش از حد افتاب بگیری، گلدون سبزت میگنده اگه بیش از حد آب به پاش بریزی، و پروانه میمیره اگه بیش از حد تو پیله بمونه. هر چیزی به اندازه که باشه باعث رشده، وگرنه باعث آسیب میشه.
میخوام بهم بگی خیالت راحت، همه چی درست میشه.
و من باور کنم که همه چی درست میشه و خیالم راحت شه.
