Dia's Diary𖦹
Kanalga Telegram’da o‘tish
Call me DIA⚝ I was born to tell stories, Deianira - ✦ Tell me something: @Deianirawbot
Ko'proq ko'rsatishEron123 991Toif belgilanmagan
498
Obunachilar
-124 soatlar
-117 kun
-930 kun
Postlar arxiv
498
شاید زندگی در همین لحظات کوچک پنهان شده باشد. که دختری کنجکاو روزی آن را در یک رول دارچینی، یک میز صبحانه، گربه و پرنده ها و شاید حتی میان چمنزار در یک شکوفه پیدا میکند.
498
Repost from پناهگاهِ سبز .
سهم من از زندگی، همنشینی با حیوانات، شعرهای ماندگار، موسیقی و دلیست که هنوز از چیزهای ساده به شوق می آید.
498
هیچ نوری بدونِ وجودِ تاریکی دیده نمیشود؛ شکستها و سختیهایت، زاویههای دیدِ تو را عمیقتر کردهاند.
498
شمعی که خاموش است از باد ترسی ندارد؛ در میان تاریکی راه خودش را پیدا میکند. اگر روزگار بر تو سخت میگیرد، بدان که هنوز در وجودت نوری هست.
498
Repost from N/a
هر چقدرم سخت بگذره، باز به زندگی برمیگردم.
اون یه ذره امیدم که مثل شمعی بین تاریکیها میسوزه، با هیچ طوفانی خاموش نمیشه. شاید باد سهمگینتر بوزه، شاید شب عمیقتر بشه، اما من هنوز به همون شعلهی کوچیک دل میبندم؛ چون بعضی نورها برای روشن کردن دنیا نیستن، فقط برای اینن که نذارن خودت توی تاریکی گم بشی.
498
تمامِ چیزهایی که به آنها دست نیافتی، زمینهسازِ چیزهای بهتری بودند که بعداً به دست آوردی.
498
درختان در پاییز برگهایشان را میریزند و اصلاً نگران نیستند؛ چون میدانند بهار دوباره خواهد آمد. تو هم به زمانبندیِ فصلهای زندگیات اعتماد کن
498
تو مسئولِ ترمیمِ زخمی هستی که خودت ایجادش نکردی؛ این بیانصافی است، اما کلیدِ آزادیِ توست.
