Dia's Diary𖦹
Kanalga Telegram’da o‘tish
Call me DIA⚝ I was born to tell stories, Deianira - ✦ Tell me something: @Deianirawbot
Ko'proq ko'rsatishEron123 803Toif belgilanmagan
498
Obunachilar
+124 soatlar
-67 kun
-1630 kun
Postlar arxiv
498
راننده ای فرتوت بود که ماشین قراضه اش راه صاف را مارپیچی میرفت. او گفت دوران شاهنشاه، رادیو رو که باز میکردیم گوگوش میخوند. یادش بخیر.
498
+1
به این لنز نگاه کردم و فکر کردم صد سال پیش کسی به آن خیره شده و لحظهای از زندگیاش در قاب مانده است؛ بیخبر از اینکه روزی خودش به بخشی از تاریخ تبدیل خواهد شد. حالا من به جای او ایستادهام و به همان لنز نگاه میکنم.
