جاودانگان🕊️
Kanalga Telegram’da o‘tish
میدانید زندهترین روزهای زندگی یک مرد آن روزهاییست که در مبارزه میگذراند. و خب دیگر چیزی برای گفتن نمانده است جز آنکه ما خسته نشدهایم و اگر باز هم جنگی پیش بیاید که پای انقلاب اسلامی در میان باشد ما حاضریم. -شهیدآوینی اینجا قراره بیشتر شهدا رو بشناسیم.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
209
Obunachilar
-224 soatlar
-77 kun
-430 kun
Postlar arxiv
209
چند ساعت بعد، خانهای در نارمک تهران هدف حمله قرار گرفت و سید مصطفی، فهیمه و فرزندانشون همگی به شهادت رسیدن.
209
آخرین پیامش، دقایقی پیش از شهادت، این پیام به زبان عبری بود: «תהיו אומללים» یعنی بیچاره خواهید شد.
209
در شب آغاز حملات رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ روزه، سید مصطفی از خانواده خواست اون شب به خانه خودشان نرن. خبر شهادت فرماندهانی چون سردار حاجیزاده، ریحانه رو بسیار اندوهگین و نگران کرد، اما پس از شنیدن پیام رهبر انقلاب آرامش گرفت.
با آغاز پاسخ موشکی ایران، امید دوباره در دلش زنده شد. او اخبار عملیات رو دنبال میکرد و با افتخار تصاویر و اخبار حملات موشکی ایران رو در کانال خودش منتشر میکرد.
209
ریحانه همیشه از پسرکی دارای معلولیت ذهنی در گلزار شهدا حمایت میکرد؛ پسر محبت ریحانه رو احساس میکرد و همیشه به او سلام میداد. یک روز مانع آزار او توسط کودکی دیگر شد. کمی بعد، پسر کنار مزار شهدا نشست و به شهید گفت: «دعا کن من هم شبیه تو بمیرم.»
این جمله ریحانه رو تحت تأثیر قرار داد و با چشمانی اشکآلود به دوستش گفت: «همه به چشم یک عقبمونده به او نگاه میکنن، اما او خیلی خیلی جلوتر از ماهاست.»
209
در روز آونگ مدارس سمپاد، ریحانه همراه همکلاسیهاش برای اجرای برنامه آماده شده بود. اما پیش از اجرا از او خواستن چادرش رو برداره. ریحانه که به خاطر حضور اولیا نامحرم چادر پوشیده بود، گفت حاضر نیست برای شرکت در برنامه از حجابش بگذره.
وقتی مدیر مدرسه از ماجرا باخبر شد، اجازه داد با چادر در برنامه حضور پیدا کنه.
209
دیدن تصاویر کودکان مظلوم غزه، قلب ریحانه رو به درد میآورد.
روزی که یکی از همکلاسیهایش گفت: «غزه به ما چه ربطی دارد؟» ریحانه با ناراحتی گفت: «نه به خاطر مسلمونی، نه به خاطر خدا، فقط به خاطر انسانیت یک لحظه خودت رو جای کسی که هر دقیقه بمب روی سرش خالی میکنن بذار.»
تا به حال کسی ریحانه رو اینطور ناراحت ندیده بود.
209
ریحانه در کلاسهای «مهدیار شو» برای شناخت امام زمان(عج) شرکت میکرد؛ یک روز از مربی خود شنید که: «اگر چیزی یاد گرفتید به بقیه هم یاد بدید، بعد از او بخواین به بقیه هم یاد بده. یاران واقعی امام زمان منتشر کنندهی خوبیها هستن.»
پس تصمیم گرفت آموختههاش رو با دیگران به اشتراک بگذاره. به همین دلیل، با کمک مادرش در سال ۱۴۰۲ کانال ایتای خود رو راهاندازی کرد و در اون مطالب مفیدی رو که در کلاس یاد میگرفت و کتابهای ارزشمندی رو که مطالعه میکرد، به دیگران معرفی میکرد.
209
ریحانه هنگام شهادت ۱۴ سال داشت.
حجاب و نماز اول وقت براش اصل بود، دانشآموز مدرسه تیزهوشان بود. عاشق مطالعه بود و کتابخونه شخصی او حدود ۵۰۰ جلد کتاب داشت.
209
سید مصطفی در مقطع کارشناسی ارشد با فهیمه خانم که او هم دانشجوی کارشناسی بود آشنا شد. فهیمه خانم همفکر خودش بود و همون همسری بود که همیشه دلش میخواست داشته باشه.
اولین فرزند سید مصطفی و فهیمه خانم که به دنیا آمد، اسمش رو ریحانه گذاشتن.
209
دستگاه پروپاگاندای فارسیزبان اسرائیل تمام تلاشش رو به کار برد تا این جنایت هولناک رو با استناد به اینکه علیه یک دانشمند هستهای اتفاق افتاده، عادیسازی کنه و متفاوت با کشتار سایر غیرنظامیان جلوه بده و صف دانشمندان رو از مردم کشور جدا کنه.
او مسیر زندگیاش رو در دانش پیدا کرده بود و علم و دانش رو در خدمت به وطنش به کار برده بود.
209
دانشمند هستهای ایرانی و متخصص فیزیک هستهای بود. برای به شهادت رساندن او، موشکهای اسرائیلی منزلشون رو در حالی هدف قرار دادن که همسر و سه فرزند و پدر و مادر همسرش اونجا بودن.
شناسایی اونها بدون آزمایش ژنتیک ممکن نبود. کسانی که در تشییع شرکت داشتن میگن تمام تابوتها سبک بودن، چون چیز زیادی از بدنهای اعضای این خانواده باقی نمونده بود.
209
بعد از شهادت خیلی زود روایتهای تأثیرگذار از زندگی او یکییکی شنیده شد. دانشآموزی که تا صبح بیدار مونده بود تا تصویر معلمش رو نقاشی کنه، دختری که با دیدن زندگی او به حجاب علاقهمند شده بود و نوجوونی که مسیر زندگی خودش رو تغییر داده و دوباره به نماز و باورهای دینی برگشته بود، فقط چند نمونه از این روایتها بودن.
209
شهید فهیمه مقیمی همسر دانشمند هستهای شهید مصطفی ساداتی به همراه ۶ عضو خانواده خود در جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسید.
