مُبهَم!
Kanalga Telegram’da o‘tish
- از نسـل کوࢪوش هـستیم و زاده ی اصـالت 𔓙 › ¹⁸'¹⁹ حرفی، حدیثی، سخنی بود در خدمتیم💘: https://t.me/iRoChatRobot?start=sec-faaabchadb
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
756
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
755
گاهی توی حالت میل به معاشرت صفر میشم. گالری خلوت میکنم. اکانتتکونی میکنم. ریمو، بلاک، سکوت، پاسخهای کوتاه. انگار آدمزده میشم. فقط مناسبم برای کنج خلوتم و دوری از آدمها.
755
و واقعا هم به حرف نیست به عمله، و میفهمی چقدر اون آدم فقط با کلمات بازی میکرد و چقدر تو رفتار اذیتت کرد و چه رفتارهای وحشتناکی انجام داد.
755
در حال حاضر تنها رابطه ای که قادر به حفظش هستم رابطه با خداست، نه خرج داره نه با هم حرف میزنیم نه من به اون اعتقاد دارم نه اون به من.
755
اتفاقا با من رسمی باشید،
محترمانه صحبت کنید، در چارچوب باشید،
با من تعارف کنید؛
رعایت فاصله و احترام، خوشحالم میکنه.
755
اشتباه عزیزانتون رو ببخشید،
از تقصیر دوستاتون بگذرید،
بدون کینه به همشون لبخند بزنید،
و برای همیشه باهاشون قطع ارتباط کنید.
755
+ دیگه چه خبر؟
« زندگی به حماقت سابق ادامه دارد. نه امیدی است و نه آرزویی و نه آینده و گذشتهای. چهار ستون بدن را به کثیفترین طرزی میچرانیم و شبها به وسیلۀ دود و دم و الکل به خاکش میسپریم و با نهایت تعجب میبینیم که باز فردا سر از قبر بیرون آوردیم. مسخره بازی ادامه دارد.»
755
“او دیر آمد، خیلی دیر، وقتی برگشت دیگر جای قدمهایش روی شنهای قلبم نبود، بادها آمده بودند، بارانها باریده بودند و تمام رد او را از سرزمین من پاک کرده بودند، او دنبال دختری میگشت که خودش کشته بود اما زنی را دید که از مرگ او متولد شده بود.”
