uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

امیرِ بی‌گزند

امیرِ بی‌گزند

Kanalga Telegram’da o‘tish

از فکرِمان درخت بِرویَد🌱

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
398
Obunachilar
+724 soatlar
+77 kun
+12330 kun
Postlar arxiv
هیچ چیزی لذت‌بخش‌تر از دیدن وضعیت این روزای فرانسه نیست. فرق ما با فرانسه میدونی چیه؟ ما یه بار این راه رو رفتیم و به اشتباه بودن ایدئولوژی پی بردیم. اما اونا تازه اول راه هستن. باید سال‌ها رنج بکشن تا درک کنن ما چه‌ها کشیدیم.

هیچ چیزی لذت‌بخش‌تر از دیدن وضعیت این روزای فرانسه نیست. فرق ما با فرانسه میدونی چیه؟ ما یه بار این راه رو رفتیم و به اشتباه بودن ایدئولوژی پی بردیم. اما اونا تازه اول راه هستن.

رسیده بودم و می‌بایست مرا بچیند و افتادم مرا نچید و سقوطم را نگاه کرد به آرامی نگاه کرد و اسیرش را فرا نخواند به آزادی... - حسین صفا

📍رشت - انتهای مهر سال پنج
📍رشت - انتهای مهر سال پنج

حسم به چاوشی مثل حس کسیه که رفیق صمیمی و چند ساله‌ش، بعد از سال‌ها رفاقت از پشت بهش خنجر زده. رفیقی که روزگاری سنگ صبور بود و الان مجبورم تمام خاطرات مشترک‌مون رو از ذهنم پاک کنم.

انسان هر چه سیاه‌روز تر باشد یا قومی هر قدر زیر پا افتاده‌تر و بینوا تر باشند امیدِ اجرِ اُخروی و رویای بهشت در دلشان ریشه‌دار تر است؛ خاصه وقتی صدهزار مبلّغ مذهبی مدام بر آتش این امید بدمند و منافع خود را در آن بجویند. - شیاطین - فیودور داستایفسکی

سهم من از تو، تو رو نداشتنه. دلم به این خوشه که دست‌کم توو عکسامون، هنوزم پیشمی. دلم به این خوشه که واست کلی خاطره ساختم. چون وقتی به یادشون میفتی، یعنی داری واسم وقت می‌ذاری. همین خوبه...

چرا نسبت به این آهنگ انقدر کم‌لطفی شده؟! خوبه واقعا. @amire_bigazanddd

پناه می برم از رنج دوری تو به خواب مگر به خواب ببینم شبی وصال تو را ✍🏻 امیرِ بی‌گزند

یه جنگلم بدون تو که تکیه داده به تبر @amire_bigazanddd

راست دست بود اما همیشه عادت داشت سیگار را با دست چپ بکشد. یک بار از او دلیلش را پرسیدم. دلیل خاصی نداشت اما جا خورد. انتظار نداشت کسی این چنین دقیق به جزییاتش نگاه کند. بعد از آن روز باز هم سیگار را با دست چپ کشید. اما دیگر بیشتر از قبل به دست چپش نگاه می‌کرد.

من از تو راهِ برگشتی ندارم به سمت تو سرازیرم همیشه

. جشن‌های ۲۵۰۰ ساله ایران . تخت جمشید . مهرماه سال پنجاه
. جشن‌های ۲۵۰۰ ساله ایران . تخت جمشید . مهرماه سال پنجاه

انقدر ادامه میدم تا دلیل محکمی برای زنده موندن پیدا کنم. #بی‌کلام @amire_bigazanddd

هیچ لذتی بالاتر از این نیست با کسی آشنا بشی که دنیا رو مثل تو می‌بینه؛ انگار می‌فهمی که قبلا دیوونه و غیر عادی نبودی.

‌می‌گویند خدمت سربازی در واقع آماده کردن یک جوان برای جنگ است. دنیای عجیبی‌ست. همه جا حرف از صلح می‌زنند؛ اما هیچ کجای جهان کسی را برای صلح تربیت نمی‌کنند.

در ستایش شهامت. از افراد محترمی که هر پلتفرمی در فضای مجازی رو پر بار میکنن.

و بالأخره انجامش دادم. امروز تصمیم گرفتم جای اینکه منتظر زمان ایده‌آل بمونم، فقط شروع کنم. و اولین ویدیوی چنل یوتیوبم رو منتشر کنم. در مورد تله‌ی کمال‌گرایی صحبت کردم؛ اینکه چرا نباید بهترین باشیم. اگه شما هم یه وقت‌هایی به خاطر کمال‌گرایی کارهاتون رو عقب می‌ندازین، این ویدیو برای شماست. بدویید ببینیدش و با کامنت‌ها و انرژی قشنگتون همراهم باشید: https://youtube.com/@hadisabasi-x3j?si=5m5KYYDcH6Lg9Lkj

در ستایش شهامت. از افراد محترمی که هر پلتفرمی در فضای مجازی رو پر بار میکنن.

آخرین شبی که روی این صندلی روبرویت نشستم، فکرش را هم نمی‌کردم دیگر تو را نخواهم دید. کاش می‌دانستم این آخرین بار است. البته فرقی هم نمی‌کرد. من که نمی‌توانستم با دست‌های کوچکم زمان را نگه دارم. تو بوی رفتن می‌دادی و من بوی ماندن. تو باید می‌رفتی و رفتی. آنقدر دور شدی که مطمئن شوی دستم هرگز به تو نخواهد رسید. اما من ماندم. هنوز هم روی همان صندلی نشستم و به این فکر می‌کنم که باید بیشتر زور می‌زدم. به اینکه شاید آن شب می‌توانستم با دست‌های کوچکم زمان را نگه دارم...