امیرِ بیگزند
رفتن به کانال در Telegram
از فکرِمان درخت بِرویَد🌱
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
398
مشترکین
+724 ساعت
+77 روز
+12330 روز
آرشیو پست ها
هیچ چیزی لذتبخشتر از دیدن وضعیت این روزای فرانسه نیست. فرق ما با فرانسه میدونی چیه؟ ما یه بار این راه رو رفتیم و به اشتباه بودن ایدئولوژی پی بردیم. اما اونا تازه اول راه هستن. باید سالها رنج بکشن تا درک کنن ما چهها کشیدیم.
هیچ چیزی لذتبخشتر از دیدن وضعیت این روزای فرانسه نیست. فرق ما با فرانسه میدونی چیه؟ ما یه بار این راه رو رفتیم و به اشتباه بودن ایدئولوژی پی بردیم. اما اونا تازه اول راه هستن.
رسیده بودم و میبایست
مرا بچیند و افتادم
مرا نچید و سقوطم را
نگاه کرد به آرامی
نگاه کرد و اسیرش را
فرا نخواند به آزادی...
- حسین صفا
حسم به چاوشی مثل حس کسیه که رفیق صمیمی و چند سالهش، بعد از سالها رفاقت از پشت بهش خنجر زده. رفیقی که روزگاری سنگ صبور بود و الان مجبورم تمام خاطرات مشترکمون رو از ذهنم پاک کنم.
انسان هر چه سیاهروز تر باشد یا قومی هر قدر زیر پا افتادهتر و بینوا تر باشند امیدِ اجرِ اُخروی و رویای بهشت در دلشان ریشهدار تر است؛ خاصه وقتی صدهزار مبلّغ مذهبی مدام بر آتش این امید بدمند و منافع خود را در آن بجویند.
- شیاطین
- فیودور داستایفسکی
سهم من از تو، تو رو نداشتنه. دلم به این خوشه که دستکم توو عکسامون، هنوزم پیشمی. دلم به این خوشه که واست کلی خاطره ساختم. چون وقتی به یادشون میفتی، یعنی داری واسم وقت میذاری. همین خوبه...
پناه می برم از رنج دوری تو به خواب
مگر به خواب ببینم شبی وصال تو را
✍🏻 امیرِ بیگزند
راست دست بود اما همیشه عادت داشت سیگار را با دست چپ بکشد. یک بار از او دلیلش را پرسیدم. دلیل خاصی نداشت اما جا خورد. انتظار نداشت کسی این چنین دقیق به جزییاتش نگاه کند. بعد از آن روز باز هم سیگار را با دست چپ کشید. اما دیگر بیشتر از قبل به دست چپش نگاه میکرد.
هیچ لذتی بالاتر از این نیست با کسی آشنا بشی که دنیا رو مثل تو میبینه؛ انگار میفهمی که قبلا دیوونه و غیر عادی نبودی.
میگویند خدمت سربازی در واقع آماده کردن یک جوان برای جنگ است. دنیای عجیبیست. همه جا حرف از صلح میزنند؛ اما هیچ کجای جهان کسی را برای صلح تربیت نمیکنند.
Repost from مثلاً روانشناسم!
و بالأخره انجامش دادم. امروز تصمیم گرفتم جای اینکه منتظر زمان ایدهآل بمونم، فقط شروع کنم. و اولین ویدیوی چنل یوتیوبم رو منتشر کنم. در مورد تلهی کمالگرایی صحبت کردم؛ اینکه چرا نباید بهترین باشیم. اگه شما هم یه وقتهایی به خاطر کمالگرایی کارهاتون رو عقب میندازین، این ویدیو برای شماست. بدویید ببینیدش و با کامنتها و انرژی قشنگتون همراهم باشید:
https://youtube.com/@hadisabasi-x3j?si=5m5KYYDcH6Lg9Lkj
آخرین شبی که روی این صندلی روبرویت نشستم، فکرش را هم نمیکردم دیگر تو را نخواهم دید. کاش میدانستم این آخرین بار است. البته فرقی هم نمیکرد. من که نمیتوانستم با دستهای کوچکم زمان را نگه دارم. تو بوی رفتن میدادی و من بوی ماندن. تو باید میرفتی و رفتی. آنقدر دور شدی که مطمئن شوی دستم هرگز به تو نخواهد رسید. اما من ماندم. هنوز هم روی همان صندلی نشستم و به این فکر میکنم که باید بیشتر زور میزدم. به اینکه شاید آن شب میتوانستم با دستهای کوچکم زمان را نگه دارم...
