زادهِ خیال…
Kanalga Telegram’da o‘tish
از اینکه هر روز تکهای از روحم را گم میکنم خستهام...
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
259
Obunachilar
+124 soatlar
-287 kun
+730 kun
Postlar arxiv
260
Repost from زادهِ خیال…
«دلم نمیخواهد بیرون بروم
دلم نمیخواهد کتاب بخوانم
در خانه بیقرارم
حتی دلم نمیخواهد با کسی حرف بزنم
منتظرم، فقط منتظرم
و دردناکتر از همه این است
که نمیدانم منتظر چه چیزی هستم.»
-ایپک اُنگون
#کاپی
260
Repost from 💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
+1
او مثل گل لیلیوم بود..
در عین زیبایی، بسیار سمی:)
اندکی زیبا شده...🌺
260
Repost from لاٰـم…ོ ⏾
عشق؛
من چشندهٔ عشق نبودم نه هوس را میشناختم نه در رساله ها جستجویش کردم نه در افسانه های مصور آنچه من میدانم شاید در حوصلهٔ پذیرش شما نگنجد و من بیتقیه آن را بر زبان میآورم عشق برای خویشِ من حالتی فراخاکی است هر تنی تابِ چشیدن آن لطافتِ مهیب را ندارد اینانی که از عاشقی سخن میرانند بیشتر در نکبتِ احتیاج خویش غلتیده اند دیده شدن را عشق پنداشته اند اسارت را شیفتگی خوانده اند تمنای لمس را تقدیس کرده اند و چه مبتذل این واژه را بر دهان های خویش کشیده اند آنکه میگوید پیش از عشق هیچ بودم و پس از عشق همه چیز شدم فقط تاجری است که سوداگریِ زخم های خویش را به نام عشق میفروشد میگویند عاشقم چون با من مهربانتر است عاشقم چون در کنار او خویشتن دیگری دارم عاشقم چون جهان با او دلپذیرتر میشود عاشقم چون مرا آدم بهتری ساخته است و من در همهٔ این اعترافات فقط بوی احتیاج میشنوم نه عشق شما عاشق نیستید شما اسیرِ ترشحاتِ خویشید و هنوز شهامتِ اعتراف به زندانِ نفس را ندارید از دلتنگی سخن میگویید از رنج از فراق از بوسه های شبانه و همآغوشی های حقیر و نام تمام این گرسنگی ها را عشق میگذارید حال آنکه عشق برای من منزّه از این هیاهوی بشری است چیزی بیرون از اخلاقِ آدمیان بیرون از تمنای تن بیرون از این اندوه های متعفن عشق تو را مطیع نمیکند محزونت نمیکند تو را به زنجیر دیگری نمیسپارد عشق اگر غم آورد عشق نیست زخمی است که خود بر گوشتِ روح خویش کشیده ای عشق اگر در بوسه و بستر خلاصه شود دیگر عشق نیست فقط عریضهٔ شهوانیِ تن است عشق برای من نوعی تمرینِ یگانگی است گسستن از جماعتِ بشر است نوعی تبرئه شدن از آلودگیِ انسان بودن اگر دیدی زیباتر شدی معصومتر شدی حتی اگر آدمکشی که با لبخند خون میریزد اگر دیدی دیگر هیچ صورتی در این جهان تو را نلرزاند و معشوق هرچقدر زشت و فراموششده باشد باز او را میخواهی و به سوی او بازمیگردی اگر توانستی کسی را دوست بداری حتی وقتی از موجودیت تو بیخبر است آنجا شاید اندکی به عشق نزدیک شده باشی زیرا تو دیگر در تصاحبِ دیگری نیستی بلکه در تملکِ احساس خویشی او میشود همان خانهٔ چراغدار در قلبِ صحرا همان روشناییِ خاموشی که بیهیاهو در اعماقِ تبعیدِ تو میسوزد و اگر این حس دو سویه باشد جهان برای لحظهای کوتاه از درندگیِ همیشگیِ خویش دست خواهد کشید …
~ناآشنا 🌟
260
شده ام شبیه کودکی که عروسک محبوبش را گم کرده.
با این تفاوت که من، خودم را در میان انبوهی از احساسات بی معنا گم کرده ام.
#اسراکریمی
260
💜🌱
میترسم از مهربانی بیش از حد خودم اینکه نشود روزی ببخشم کسانی را که هرگز نباید میبخشیدم.
#اسراکریمی
260
Repost from وَژیـن | بـانـوامـیـری
چرا
ما اینهمه از مهربانی میترسیم؟
مگر آغوش چقدر از ما کم میکند؟
مگر یک «دوستت دارم»
چقدر آدم را کوچک میکند؟
مگر پرسیدنِ «حالت خوب است؟»
چه زحمتی دارد
وقتی میدانیم
بعضی آدمها
تنها با شنیدنِ همین یک جمله
از فروپاشی نجات پیدا میکنند؟
#بـانـو_امـیـری
260
Repost from هدیه مهرا𓂃🌸
هیچ نترسیدی دیگر دوستت نداشته باشم؟
دیگر قربان و صدقهی چشم و ابرویت نروم؟
هیچ نترسیدی به بیتو بودن عادت کنم؟
دیگر قلبم برای یک بار، از دور دیدنت تمنا نکند؟
هیچ نترسیدی شبها دیگر با یادت نخوابم، و صبحها با یاد تو از خواب بیدار نشوم؟
هیچ نترسیدی جایت را کسی دیگری بگیرد؟
هیچ نترسیدی زمان، خاطرهها را به بادِ فراموشی بسپارد و دلِ خونینم را درمان کند؛ درمانِ بیتو بودن.
آه، عزیزِ من، هیچ نترسیدی دیگر اسمت در خانهی دلم شور و غوغا برپا نکند؟
هیچ نترسیدی؟
و رفتی…
#هدیه_مهرا
260
خاطرات را نمی پسندم زیرا باعث غمگین شدن من میشود.
چه خوب باشد چه بد، خاطرات خوب افسوس اینکه زمان زود گذشت، و خاطرات بد اشک به همراه دارند.
بنابر این هر دو حالت انسان را نابود میسازد.
#اسراکریمی
260
💙
و اگر از تو در مورد اهل قران پرسیدند؟؟؟
بگو آنها در آرامش زندگی میکنند همیشه میان حفظ ومرور و فکر کردن در مورد آیات قرآن استند....
بگو آنها در بهشت همین دنیا زندگی میکنند از نعمت های الله متعال لذت میبرند و با کلام پروردگار شان خوشحال هستند و همیشه قلب هایشان با یاد الله آرام است با کلام الله همه چیز حتی درد ها رنگ آرامش میگیرد.
#اسراکریمی
260
یک واژه سنگین در قرآن است به اسم(حَسرَةَ)اندوهی که بعد از فهمیدن می آید....
وقتی که دیگر کاری نمی شود کرد حسی که زمان را آهسته شکنجه میدهد.
260
Repost from زادهِ خیال…
💜🌱
میترسم از مهربانی بیش از حد خودم اینکه نشود روزی ببخشم کسانی را که هرگز نباید میبخشیدم.
#اسراکریمی
260
Repost from زادهِ خیال…
شده ام شبیه کودکی که عروسک محبوبش را گم کرده.
با این تفاوت که من، خودم را در میان انبوهی از احساسات بی معنا گم کرده ام.
#اسراکریمی
260
Repost from وَژیـن | بـانـوامـیـری
نوشته بود:
خوشبختی؟ آدمهایی مثل من، خوشبختی را فقط برای چند لحظه لمس میکنند بعد تمامِ عمر، دلتنگِ همان چند لحظه میمانند.
#بـانـو_امـیـری
260
Repost from _تنهایی؟+ نه! الله♥️ با منه...
«پروردگارا، به لطفتِ مهربانت،
آنچه را جز تو کسی از آن خبر ندارد بر ما آسان گردان.» 🤍
