باستان شناس بیکار
Kanalga Telegram’da o‘tish
متعلق به یک باستانشناس بیکار ✒️حفاری ذهن https://t.me/Mind_Diggings 👤ناشناس @Unemployed_archeologistbot Private🔒 https://t.me/+cduOuS0o4lJhMzQ0 🎵آهنگ یاب @Unemployed_archeologist_songbot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
395
Obunachilar
-624 soatlar
-97 kun
+12030 kun
Postlar arxiv
از همه خستهام ؛ ولی دوست دارم بخندم و تنهایی نمیتوانم...
امیل چوران اعترافها و نفرینها
Repost from نباید میماندیم - معین دهاز
اگر در جایی از شهر خاطرهای داری و این خاطره تو را دلتنگ و گریان میکند، اغلب بهترین کار نه فرار از آن، بلکه مراجعه به همان نقطه و تحمل درد و تماشا و گریه است: مواجهه با منبع درد! جایی که آخرین بار او را دیدی. جایی که اولین بار با او بودی. جایی که همیشه میرفتید.
وقتی پرهیز میکنی، چیزی را در آن نقطه تثبیت میکنی. رنج میمانَد. خاک بود، سنگ میشود. سپس آن مکان در تو میافتد. فعال میمانَد. اما دیدار با آنجا، میتواند آن مکان را رام کند. درد را و توحش خاطرات را، کمکم مهار کند: "من میتوانم دوباره به اینجا بیایم، و میبینم که اینجا هم آرام میگیرد. من هم آرامترم. کمی گریه کردم. یادت افتادم. گذشت."
#معین_دهاز
@nabayad_m
