uz
Feedback
باستان شناس بیکار

باستان شناس بیکار

Kanalga Telegram’da o‘tish

متعلق به یک باستان‌شناس بیکار ✒️حفاری ذهن https://t.me/Mind_Diggings 👤ناشناس @Unemployed_archeologistbot Private🔒 https://t.me/+cduOuS0o4lJhMzQ0 🎵آهنگ یاب @Unemployed_archeologist_songbot

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
402
Obunachilar
+4824 soatlar
+517 kun
+15230 kun
Postlar arxiv
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است.

Repost from L O T U S 🪷
و بالاخرهههه🥰❤️ اینم یه جمع خفن از بهترین چنل نویسا تلگرام 💎گوشه دنج و 💎گوشه امن چنل نویسایی که تو فولدر هستید اگه میخواید
و بالاخرهههه🥰❤️ اینم یه جمع خفن از بهترین چنل نویسا تلگرام 💎گوشه دنج و 💎گوشه امن
چنل نویسایی که تو فولدر هستید اگه میخواید جذب خوبی بگیرید حتما اد و شیر کنید اگه همه همکاری کنید حداقل ۸۰ تا جذب میگیرید
اگه میخواید شانستون رو امتحان کنید و تو قرعه کشی استارزها⭐️ و گیفت🎁 باشید شات اد فولدر+شات شیر رو برام دایرکت بفرستید
(اگه هردو رو سیو کنید دوتا شانس براتون محاسبه میشه)

خُرَم آن روز کزین منزل ویران بروم راحت جان طلبم وز پی جانان بروم

Jane!.mp32.66 MB

Jane...

بچه ها ری اکشن قلب شکسته یعنی چی😂

دوستان منم فولدر بزارم؟ با ری اکشن جواب بدین

Repost from L O T U S 🪷
میخوام اولین فولدر چنل رو بزنم و خیلی خوشحالم میکنید اگه تو این اولینِ کنارم باشید براي شركت توي فولدر اينجا جوين باشيد و اين پيام رو فور كنيد🌈 روی ۵ تا چنل هم استارز میزنم⭐️ + گیفت🎁

من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده‌ام حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیده‌ام در حبس تن غرقم به خون وز اشک چشم هر حرون دامان خون آلود را در خاک می مالیده‌ام
مولانا

خون میچکد از دیده در این کُنجِ صبوری این صبر که من میکنم افشردنِ جان است

Arte ingrata! E comquanto, em desalento, A órbita ellipsoidal dos olhos lhe arda, Busca exteriorisar o pensamento Que em suas phronetaes céllulas guarda! ای هنرِ ناسپاس! و اگرچه، در استیصال، مدارِ بیضویِ چشمانش در التهاب می‌سوزد، می‌کوشد تا به اندیشه‌ی نهانش مجالِ بروز دهد همان اندیشه‌ای که ژرفنایِ ذهنش مشتاقِ فریادِ آن است! Tarda-lhe a Idéa! A Inspiração lhe tarda! E eil-o a tremer, rasga o papel, violento, Como o soldado que rasgou a farda No desespero do ultimo momento! ایده برایش تأخیر می‌کند! الهام از او دریغ می‌شود! و اینک او را می‌بینی که می‌لرزد، کاغذ را به خشونت می‌درد، چونان سربازی که جامه‌ی رزمِ خویش را دریده است در استیصال واپسین لحظه! Tenta chorar e os olhos sente enxutos!.. É como o paralytico que, á mingua Da propria voz e na que ardente o lavra می‌کوشد بگریَد، اما چشمانش را خشک می‌یابد!.. او همچون فلج‌زاده‌ای است که، در فقدانِ صدای خویش و در آن تب سوزانی که در درونش شخم می‌زند (می‌کاود)، Febre de em vão falar, com os dedos brutos Para falar, puxa e repuxa a lingua, E não lhe vem á bocca uma palavra! تبی برای بیهوده سخن گفتن، با انگشتان زمختِ خویش جهتِ سخن گفتن، زبان را می‌کِشد و رها می‌کند، و کلامی بر لبانش جاری نمی‌شود! شعر O Martyrio do Artista (شهادت هنرمند) از آگوستو دوس آنجوس ، شاعر پرتغالی

خیلی شعرای زیبایی فرستادین❤️ بازم خواستین بفرستین آخرشم خودم میفرستم

بر همگان گر ز فلک زهر ببارد همه شب من شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکرم

«به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست» سعدی

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل و گر مراد نیابم، به قدر وسع بکوشم

«در این سرای بی‌کسی، کسی به در نمی‌زند به دشتِ پرملالِ ما، پرنده پر نمی‌زند»

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دائماً یکسان نباشد حال دوران غم مخور هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سرّ غیب باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور🩶

https://t.me/c/4339258063/1465 گرچه شب تیره‌ست و راهت دور و دراز صبح می‌آید اگرچه بی صدا و بی نیاز

گفته بودم بُروی بعد تو دلسرد شوم همچو بارانی شوم بر درِ باغ فردوس تا بر خاک درت،مادامِ سحرگهان گریه کنم سوزم چو شمعی در کنجِ غمم پروانه وار ،حیرانِ رخت برگرد دل پژمرده ام میگردم خودم نوشتم خانوم آویژه