Into the sun.
Kanalga Telegram’da o‘tish
࣪ ꩜ 𐙚 ࣪ 🍎⭒˙ http://t.me/HidenChat_Bot?start=1930409038
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
524
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-117 kun
+1430 kun
Postlar arxiv
The neon takes my breath away And now I feel it in my veins, But I don't want to be afraid, I don't want to live this way, I don't want you to leave.
اونقدر درگیر و دربند باشم تا آزادگی رو احساس کنم. اونقدر در منجلاب ساختگی ذهن فرو برم تا از این افکار که همهجا پا به پام میان و همراهم به سیگار پک میزنن و به تماشای غم مینشینند، رهایی پیدا کنم و بالاخره، بیرون بیام از این نمایشخانهی ملالت. منتها این هم یک فکره، من هنوز نگرندهام.
دلم میخواد فکر کنم. به همهچیز فکر کنم، به تمام چیزهایی که فکر کرده بودم هم فکر کنم. فکر کنم و فکر کنم و به این عنوان "فکر کردن" هم فکر کنم. نیاز دارم بههمهچیز، بهخاطر همون چیزها، فکر کنم. اونقدر فکر کنم که خلاص بشم.
