uz
Feedback
تردید|مصور رحیمی

تردید|مصور رحیمی

Kanalga Telegram’da o‘tish

در اینستاگرام: https://www.instagram.com/msawirrhimie/ واتساپ: +93781841597

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
225
Obunachilar
-224 soatlar
-77 kunlar
-230 kunlar
Postlar arxiv
Repost from N/a
در دل شب، ستاره می‌بارد خیال تو، تا سحر بیدارم نسیم نامت، به گوش جانم گفت که بی‌تو من، بی‌قرارم... #یادداشت

حالا می‌دانیم که ما چقدر عاشق همسفران مدرسه نویسندگی بودیم، چقدر عاشق استاد کلانتری بودیم. حالا می‌دانیم. نوشتن هیچ لذتِ ندارد. نوشتن بی‌شما همسفران، هیچ لذتِ ندارد.

این نیز بگذرد

یادداشتکِ دیگر یادداشت‌نویسی بی‌آغراق، روزانه را چنان دوست می‌دارم که موش پنیر را. در انباریِ ذهن، مدام این کهدان آن کهدان می‌کنم که واژه‌‌ی تیز و تمیزی پیدا بکنم و در جمله‌ی بکارم و حالی بکنم که مرد کبوترباز در پربازی کبوتران هنگام غروب. که پُستان* گذشته‌ی من پر شده‌اند از همین تفکرات واهی. یعنی سیاه کردن کاغذ به منظورم لذت شخصی و نفی هرگونه شاهکار تراشی. پانویس: *پُستان، که یعنی جمع پُست‌ها، این واژه‌ را از خانم «زهرا شفق» وام گرفته‌ام. #یادداشت_روزانه

ما پراکندگان مجموعیم یار ما غایب است و در نظر است -سعدی

یادگاری از بوسه‌ی گناه‌ی خدا و تو را فرو برند در لجن‌زارِ خون‌تولد تو یادگاری از اولین قطراتِ شبِ زفافی نافی دوجنسه دنیایی بسته‌اند می‌نالید از عشقِ آن شب مادرت شب‌های لخت و بدونِ عضله پدرسلیبی کارتون‌خاب درد نخل‌کهنه زند مریمی خون بارد می نیست خرمایی تو یادگاری بوسه‌ای گناه‌ی خدایی مغزت برند می شمشیری بگو بشکن روزهٔ سکوتِ مریم بگو تو لذتِ خدایی #زهرا_شفق

🦇مانیفست همسفران فعال مدرسه نویسندگی: مشی ما در مدیریت کانال تلگرام خود ۱. ما به اهمیتِ داشتن رسانه‌ی شخصی واقفیم و آن را گامی مؤثر در جهت یادگیری و تمایز می‌دانیم. ۲. کانال خودمان را هر روز و تحت هر شرایطی به‌روز می‌کنیم. ۳. «پاره‌نویسی» قالب اصلی نوشته‌های کانال ماست. ۴. پاره‌ها می‌توانند داستانی و غیرداستانی، ادبی و غیرادبی، تخصصی و غیرتخصصی باشند. ۵. پاکیزه‌نویسی را ارج می‌نهیم و از علائم نگارشی برای سهولت مطالعه‌ی نوشته‌هایمان استفاده می‌کنیم. ۶. ما برای افزایش مخاطب عجله نداریم و در پی رشد ارگانیک کانالمان هستیم. ۷. هرازگاهی برخی از نوشته‌های قدیمی‌ کانالمان را از نو ویرایش و بازنویسی می‌کنیم. ۸. ما به کتابخانی اهمیت ویژه می‌دهیم و مدام برای افزایش کیفیت و کمیت آن می‌کوشیم. ۹. ما به خاندن نوع خاصی از کتاب‌ها محدود نمی‌شویم و معتقدیم که باید سبدی متنوع از کتاب‌های ادبی و غیرادبی داشت. ۱۰. در نقل منبع با نهایت‌ امانتداری عمل می‌کنیم. ۱۱. کانال ما نباید حلقه‌یی بسته باشد. مخاطب ما باید بتواند از طریق رسانه‌ی ما با جاهای بهتری آشنا شود. ۱۲. ما با هم‌رسانی مطالبِ خوبِ همسفرانمان از محتوای خوب حمایت می‌کنیم. ۱۳. ما با نوشتن نظرات ارزش‌آفرین برای نوشته‌های دوستانمان، به رشد آن‌ها یاری می‌رسانیم. ۱۴. ما کار خودمان را کوششی هرچند کوچک در رشد و غنای زبان و جهان فارسی می‌دانیم. ۱۵. ما با حضور در وبینارهای روزانه‌ی «نویسنده‌ساز» درباره‌ی دغدغه‌هایمان گفت‌وگو می‌کنیم. ۱۶. ما با هویت رسمی خودمان فعالیت می‌کنیم و از آوردن نام و نام خانوادگی‌مان ابایی نداریم. این کار احساس مسئولیت بیشتری ایجاد می‌کند و سبب می‌شود دقیق‌تر و بهتر بنویسیم. 🔗پیشنهاد مطالعه: مبادی راه‌اندازی کانال @behnevisa @shahinkalantari

«ما هنوز نوشتن را داریم»

تگوی استاد وسط محکمه اعدام نشسته😁
تگوی استاد وسط محکمه اعدام نشسته😁

رئالیست‌ها وقتی می‌خوابند، سوررئالیست می‌شوند. #قصار_گونه

یاد نمی‌گیرم که بنویسم، می‌نویسم تا یاد بگیرم! #قصار_گونه

هول‌ها در کامنت شهوت عجیبی دارم که هر مطلبی را با «متاسفم» «متاسفانه» «در نهایت تاسف» بیآغازم؛ این هم یک مطلب دیگر. تحویل بگیرید و لطفن تحملات بکنید. متاسفانه که خاک‌ریزه‌ی کامنت مبدل به کافه‌ی «همسریابی» گشته یا می‌گردد یا هم خواهد گشت. نقد در کامنت‌ -خواه پرحرارت و تشویق‌گر و جانم و قربانم، خواه با بدزبانی و خاردار- یک چشمکی هم به جلب و جذب معشوق دارد. یک‌جور جلب توجه رمانتیک. مانند دهه هشتاد و نود که دست زدن به موها یک آبزار اعلان حضرت “کاریزما” بود یا جویدن ساجق شیک، که یک آبزار بود. و باز هم که متاسفانه، در نهایت تاسف؛ خانم‌ها به کامنت‌های نصبتن بد و منفی واکنش بسی بیشتر نشان می‌دهند تا تشویق و توصیف‌ها و جانم‌ها و قربانم‌ها. نان هول‌ها در روغن هست اگر به شبه‌نقد آنها پاسخ بدهید. #یادداشت_روزانه

عشق و میدان جنگ، هردو انسان را جسورتر می‌کنند. #قصارها

چه دکمهٔ قشنگی روی لباس من هست مامان می‌گه همیشه دکمه‌ها رو باید بست دکمهٔ این لباسم به شکل پینه‌دوزه اگر ببندمش من دلم براش می‌سوزه -قاسم‌نیا #ادبیات_کودک

آیا همه‌ی کسانی را که کوشیدند و توفیق نیافتند، یا در دورانِ زندگیِ خویش از کوششِ خود بهره نگرفتند شکست‌خورده می‌نامیم؟ در تار
آیا همه‌ی کسانی را که کوشیدند و توفیق نیافتند، یا در دورانِ زندگیِ خویش از کوششِ خود بهره نگرفتند شکست‌خورده می‌نامیم؟ در تاریخ، فیروز‌مندانی بوده‌اند شکست خورده و برعکس، شکست خوردگانی فاتح؛ قضاوتِ تاریخ با قضاوتِ زمانِ رویداد فرق دارد. چه کوردل است جامعه‌ای که نداند چگونه بسیاری از مغلوب‌شدگانِ خود را قدر بگذارد و بسیاری از فیروزمندانِ خود را خوار بشمارد.                  #مرزهای_ناپیدا             #ایران_را_از_یاد_نبریم 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن 🆔 @sarv_e_sokhangoo

#یک_تکه_کتاب اگر می‌خواهیم خودمان را در زمینه‌ای مهم تغییر دهیم، بهتر است منتظر بینش یا الهام نباشیم. گاهی لازم است عمل کنیم
#یک_تکه_کتاب اگر می‌خواهیم خودمان را در زمینه‌ای مهم تغییر دهیم، بهتر است منتظر بینش یا الهام نباشیم. گاهی لازم است عمل کنیم _ نوشتن آن مقاله را شروع کنیم، آن تماس‌های تلفنی را بگیریم، با آن شخص دیدار کنیم _ حتی اگر دوست نداشته باشیم. روانشناسی اجتماعی، دیوید مایرز، ترجمه دکتر حمید شمسی پور، انتشارات ارجمند، ج۱، ص۲۳۳ @PhilosophicalPractice

من راه آمدن را بلد بودم راه رفتن را هم همنطور فقط ماندن را گم کرده‌ام #شعر_گونه

sticker.webp0.31 KB

آن کس که عروسک خیمه شب بازی می‌سازد، ناچار باید نمایشنامه‌ی هم ترتیب بدهد.
آن کس که عروسک خیمه شب بازی می‌سازد، ناچار باید نمایشنامه‌ی هم ترتیب بدهد.

Repost from N/a
در وجودم صدایی نام تو را فریاد می‌زند، ندانسته ام که این قدرت برای چیست که مرا این چنین مست وجودت می‌کند؛ اما بعد از چند دهه
در وجودم صدایی نام تو را فریاد می‌زند، ندانسته ام که این قدرت برای چیست که مرا این چنین مست وجودت می‌کند؛ اما بعد از چند دهه نتوانستم از خاطراتمان دل بکنم، به یاد دارم آن روز را که در چشم‌هایت عشق را دیدم... آه که دوران عاشقی هایمان چه زود بهه اتمام رسید لیلی... نامه‌ای برای تو