uz
Feedback
تردید|مصور رحیمی

تردید|مصور رحیمی

Kanalga Telegram’da o‘tish

در اینستاگرام: https://www.instagram.com/msawirrhimie/ واتساپ: +93781841597

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
230
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-67 kunlar
-230 kunlar
Postlar arxiv
چه دکمهٔ قشنگی روی لباس من هست مامان می‌گه همیشه دکمه‌ها رو باید بست دکمهٔ این لباسم به شکل پینه‌دوزه اگر ببندمش من دلم براش می‌سوزه -قاسم‌نیا #ادبیات_کودک

آیا همه‌ی کسانی را که کوشیدند و توفیق نیافتند، یا در دورانِ زندگیِ خویش از کوششِ خود بهره نگرفتند شکست‌خورده می‌نامیم؟ در تار
آیا همه‌ی کسانی را که کوشیدند و توفیق نیافتند، یا در دورانِ زندگیِ خویش از کوششِ خود بهره نگرفتند شکست‌خورده می‌نامیم؟ در تاریخ، فیروز‌مندانی بوده‌اند شکست خورده و برعکس، شکست خوردگانی فاتح؛ قضاوتِ تاریخ با قضاوتِ زمانِ رویداد فرق دارد. چه کوردل است جامعه‌ای که نداند چگونه بسیاری از مغلوب‌شدگانِ خود را قدر بگذارد و بسیاری از فیروزمندانِ خود را خوار بشمارد.                  #مرزهای_ناپیدا             #ایران_را_از_یاد_نبریم 💎کانال دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن 🆔 @sarv_e_sokhangoo

#یک_تکه_کتاب اگر می‌خواهیم خودمان را در زمینه‌ای مهم تغییر دهیم، بهتر است منتظر بینش یا الهام نباشیم. گاهی لازم است عمل کنیم
#یک_تکه_کتاب اگر می‌خواهیم خودمان را در زمینه‌ای مهم تغییر دهیم، بهتر است منتظر بینش یا الهام نباشیم. گاهی لازم است عمل کنیم _ نوشتن آن مقاله را شروع کنیم، آن تماس‌های تلفنی را بگیریم، با آن شخص دیدار کنیم _ حتی اگر دوست نداشته باشیم. روانشناسی اجتماعی، دیوید مایرز، ترجمه دکتر حمید شمسی پور، انتشارات ارجمند، ج۱، ص۲۳۳ @PhilosophicalPractice

من راه آمدن را بلد بودم راه رفتن را هم همنطور فقط ماندن را گم کرده‌ام #شعر_گونه

sticker.webp0.31 KB

آن کس که عروسک خیمه شب بازی می‌سازد، ناچار باید نمایشنامه‌ی هم ترتیب بدهد.
آن کس که عروسک خیمه شب بازی می‌سازد، ناچار باید نمایشنامه‌ی هم ترتیب بدهد.

Repost from N/a
در وجودم صدایی نام تو را فریاد می‌زند، ندانسته ام که این قدرت برای چیست که مرا این چنین مست وجودت می‌کند؛ اما بعد از چند دهه
در وجودم صدایی نام تو را فریاد می‌زند، ندانسته ام که این قدرت برای چیست که مرا این چنین مست وجودت می‌کند؛ اما بعد از چند دهه نتوانستم از خاطراتمان دل بکنم، به یاد دارم آن روز را که در چشم‌هایت عشق را دیدم... آه که دوران عاشقی هایمان چه زود بهه اتمام رسید لیلی... نامه‌ای برای تو

نویسنده و رنج مداوم انتخاب کردن ➖ نویسنده مدام انتخاب می‌کند؛ از این روش به آن روش. کدام محتوا بهتر است؟ این جمله را چگونه باید نوشت؟ آیا این کلمه بهتر است یا آن یکی؟ سازمان‌دهی متن چگونه باشد تا بیشترین تأثیر را بگذارد؟ ➖ جانِ کار در همین انتخاب‌هاست. فقط یک کلمه، و همان یک کلمه، تمامیِ متن را تغییر می‌دهد؛ شاهکار می‌سازد و آشغال می‌سازد. از این رو «انتخاب» باری سنگین است که روی دوش نویسنده کشیده می‌شود. گاهی منتقد کمک می‌کند و سرِ وزنه را مقداری برمی‌دارد. اما پیدا کردن منتقد هم باز یک انتخاب دیگر است. ➖ نویسنده بودن، یعنی مدام بودن در معرض شدید انتخاب کردن. ➖ در گذر زمان نویسنده ناخودآگاه به هر انتخابی از چند زاویه نگاه می‌کند. شکاک است و سرسری برنمی‌گزیند. حتی به نان سنگک هم همان حساسیتی را دارد که به گذاشتن یک کلمه در بهترین مقام برای آفریدن شعر. #یادداشت_روزانه #مصور_رحیمی@msawir2003

«ما کانال‌هامان را دوست داریم، مانند فرزند‌مان» #عشق_کانال

شب یک شب سال نو هست. آسمان سوت و کور و تاریک. ما خسته و افسرده و پشیمان. سالی تنهایی بینوا، شتابان در تهی جاده. چی‌ها که نوشتیم* چی‌ها که از قلم افتاد و ننوشتیم. نا سلامتی بیست و شش شد. همین دیروز هفده مگر نبود؟ چی زود گذشت. شباهت سال‌ها هم به دختر‌ است، یک روزه به شوی می‌شود. همینطور سال است که می‌رود و عمری که می‌گذرد و متن‌ِ که آفریدنش با تنبلی ما سرکوب می‌شود. ما هم که جز نوشت‌انده کاره‌ی دیگری نیستیم، نه تحمل ننوشتن را داریم و نه دستی به یک پانزده دقیقه کلمه ریزی روی کاغذ می‌بریم. آدمی که نمی‌تواند روزانه حداقل پانزده دقیقه به پرعشق‌ترین کار خودش وقت بگذارد بهتر است کلمه «عاشق نوشتن» بودن را وراجی نکند، اما چیکار کنیم که این گناه معصومانه‌ی ماست. #یادداشت_روزانه ———————————— پانویس: *بخشی از شعر زنده یاد واصف باختری

Repost from Cinema Apparatus
This message couldn't be displayed on your device due to copyright infringement.

آیدهآفرینی ——————————————— صبح‌+ قهوه+ شعر، بدون شک تهاجم آیده به همراه دارد. بارها از این ترکیب استفاده کرده‌ام و آن را مانند نسخه‌ی دارو، افراط‌گونه تجویز می‌کنم. البته به مانند هر داروی دیگری عوارض جانبی هم به همراه دارد. معده‌ی گرسنه را می‌سوزاند. لازم است قبل از مصرف بیسکویتی چیزی بخورید. وگرنه با حضرت عزرائیل دست به یک کاسه خواهید کرد. ——— صبح+ قهوه+ شعر= آیده #یادداشت_روزانه

آیا بکارگاه جهان نقش شاعران این است: نبش گور و سقط جنین خاطره با چنگک قلم! یا… آواره در قلمروی طامات؟ -نصرت رحمانی، شمشیر معش
آیا بکارگاه جهان نقش شاعران این است: نبش گور و سقط جنین خاطره با چنگک قلم! یا… آواره در قلمروی طامات؟ -نصرت رحمانی، شمشیر معشوقهٔ قلم، ص ۸

Wardaddy: "We're not here for right and wrong. We're here to kill them." ما اینجا نیستیم که درست و غلط رو تشخیص بدیم. ما اینج
Wardaddy: "We're not here for right and wrong. We're here to kill them." ما اینجا نیستیم که درست و غلط رو تشخیص بدیم. ما اینجاییم که اونا رو بکشیم.

فلسفه‌ورزی یا فلسفه‌زدگی با فلسفه همان کاری را می‌کنند که با شعر کردن. کلامی گنگ، مبهم، قلمبه، دلمبه. هرچی گنده‌تر شعرتر. هرچی نفهم‌تر فلسفی‌تر. با نویسنده هم همین کار را کردن. موجود اجتماع‌گریز. افسرده. سیگاری. پلشت. بدبخت. خاک رو سر. خون‌جیگر. فاقد درآمد. نان به نیست. زن به نیست. هیچی نیست. اینها که همه‌اش تظاهر شد، آقا کار کجاست خُب؟ نویسنده کجاست خُب؟ نوشتن کجاست؟ تو یک یادداشت روزانه می‌نویسی، هزارجاه به «گوه خوردم» می‌افتی. حالا اگر تو افسرده و بدون درآمد باشی هم کجای دلم بگذارمت؟ #یادداشت_روزانه

درد‌دلم را به کاغذ می‌گویم. کله‌ی صبح است من ذوق نوشته دارم. مدام این‌طرف آنطرف می‌پرم. کاغذ خط خطی می‌کنم. این گلدان هم که سرما خورده. باید تا حالا مادر فکری به حالش می‌کرد. به هرحال. امروز تا صبح جمع جورش می‌کند. یا آبش می‌دهد و گرمش می‌کند، یا گور گمش می‌کند که از کثیفی اتاق کم کند. وانگهی. چهار کاغذ A4 سیاه شده دارم. و چهار‌تای سفید و تر و تازه. به کاغذ گفتم درد دلت چیست؟ سیاه شو دیگر. کاغذ جان! سیاه شو و به من آرامش ببخش. گفت: من درد دارم یا تو؟ گفتم هردو. گفت من زیر دستم یا تو؟ گفتم هردو. #یادداشت_روزانه

ایمان دارم، به پیامبر بودنت. و پیامبر من که یک زن است. #شعر_گونه
ایمان دارم، به پیامبر بودنت. و پیامبر من که یک زن است. #شعر_گونه

معنی «با تو بودن» برای من «به سلطنت رسیدن» است. -احمد شاملو

Repost from N/a
|تکراری| دربرابر ذهن طوفانی و حافظه فرارم با خود تکرار میکنم. هر روز، و هرساعتی که لازم باشد این کلمات و جملات را به خود یادآور میشوم .نه روبه روی آینه یا با صدای بلند . تنها میخاهم از دایره توجهاتم دور نشوند. گویه هایم: ✨️ارزش تو به نظر بقیه بستگی ندارد.✨️ ✨️به آزادی و انتخاب xاحترام بزار.✨️ ✨️برد در این بحث شرکت نکردن در آن است.✨️ و ✨️موفقیت نتیجه تکراره.✨️ این تکرارهای ساده مرهمی بر عمیقترین زخمهایم شدند. #یادداشت_روزانه ۷۱ #یادآوری ❄️@melikasmdy

عابری را که در تو گم شده بود از لای رودخانه‌ی عشق یافته‌ایم اگرچه مرده بود #شعر_گونه