تردید|مصور رحیمی
Kanalga Telegram’da o‘tish
در اینستاگرام: https://www.instagram.com/msawirrhimie/ واتساپ: +93781841597
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
227
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-67 kunlar
-130 kunlar
Postlar arxiv
Repost from سراچه| گیابند ابراهیم زاده
همخوابگی با شخصیتها
قبلاً از دیگران زیاد شنیده بودم که میگفتند: «اگر میخواهی داستاننویس شوی، باید با داستان زندگی کنی.» خیال میکردم که میدانم این جمله چه معنایی دارد و اصلاً «داستان زندگی کردن» یعنی چه؛ اما تا همین یکی دو هفته پیش واقعاً نمیدانستم.
حالا، حتی در خواب هم به داستان فکر میکنم. هر لحظهام با شخصیتهای داستانهایم میگذرد؛ یعنی واقعاً داستان را زندگی میکنم. در اوج خواب هم سعی میکنم گرههای داستان را باز کنم. ناگهان نصفشب بیدار میشوم، ولی انگار داستان زودتر از من بیدار شده است. شخصیتهای من خوابی سبک دارند، یا بهتر بگویم اصلاً خواب ندارند.
شب که برای خواب به رختخواب میروم، ناگهان نکتهای دربارهٔ داستان به ذهنم میرسد. با خودم میگویم: «صبح مینویسمش»، اما صبحی در کار نیست؛ چون تا صبح آن نکته از ذهنم میپرد و موضوع دیگری جای آن را میگیرد.
نمیدانم تا کی و تا کجا این داستانزیستن ادامه پیدا میکند و این علاقه تا کجا مرا همراهی خواهد کرد، اما این را خوب میدانم که بهترین لحظات زندگیام وقتی است که داستانی مینویسم. دوست دارم این حس و حال تا همیشه با من بماند.
#giyaband
#داستاننویسی
نویسنده روزمزد
نویسنده روزمزد صبر میکند مثلن یک نویسندهی پیرِ خرفتِ بینوا بمیرد تا یگان چیزکی هوا کند. البته مسابقات جامجهانی هم میتواند برای عاجآقا نویسنده ایده باشد، اما عمومن تخصصش در مردهریگی است.
نویسنده روزمزد صبر میکند زلزله شود. سیلزدگی هم بد نیست. در کل، نانش را از آفتِ جانِ دیگران میخورد.
نویسنده روزمزد گرایش عجیبی به فیلمهای هندی بالیوود دارد. مثلن با یک کیله شکست عشقی میخورد و بعد سه دلنوشته دو شعر و یک استوری منتشر میکند. (اگر کسی در سرایخاجه جواب سلامش را ندهد، تا شب دربارهی تنهایی انسان مدرن هم مینویسد.)
البته گاهی از بینانیِ ادبیات هم مینالد؛ حال آنکه ادبیات قرار نبوده است نانآور هم باشد.
نویسنده روزمزد اگر چند روزی ایده پیدا نکند، ناگهان پلیس زبان میشود و بهجای نوشتن غلطهای املایی دیگران را میگیرد.
#تردید
از آدمی چهچیز باقی میماند جز سکوت و خاموشی، جز دور شدن از جماعت آدمها، جز مرگ؟ بلوط را میتوان به پنهان سوختن، دور شدن و خود شدن ترجمه کرد: سکوتی چنین، خاموش سوختن، خود راهیست برای گفتن. و سکوت کردن به معنای داشتن رازی در دل است: تنها آنکس که صاحب حرف ناگفتنیست میتواند سکوت کند. از اینروست که خاموشی و سکوت بلوطها همزمان است.
ــ یک قطعهی ادبی نوشتهی مجتبا گلستانی، از کتاب «در جنگل بلوط»
Repost from مدرسه نویسندگی|شاهین کلانتری
❤️
«زندگی يا يك ماجراجويی جسورانه است يا هيچ چیز نيست.»
-هلن كلر
✅ برای نوشتن گزارش نیک امروز روی پیوند زیر کلیک کنید:
👇
shahinkalantari.com/gozaresh-67
میرصادقی را مدتی است ندیدهام. احساس میکنم از من دلخور است. معنی این دلخوری را نمیتوانم بفهمم. دستنویس رمانش را به من داده بود بخوانم و نظری بدهم، که خواندم و بحث طولانی و بیموردی هم کردیم. و او رفت و کتاب را با همان ریخت اول چاپ کرد و ایکاش نمیکرد. قضیه مربوط به چند سال پیش است. بعدها اینجا و آنجا در تآتر همدیگر را میدیدیم. اما به هر حال آن نشست بیش از آنکه موجب کدورت او شود، تأثیر نامطبوعی روی من گذاشت. میدانید؟ نویسندهای که جنبه یا ظرفیت انتقاد نداشته باشد، همیشه محکوم است به اینکه اشتباهات خود را از کتابی به کتاب دیگر منتقل کند.
-اکبر رادی، از کتاب «نامههای اکبر رادی»، نشر نشانه، ص ۹۵
چنان وقت نوشتن تنگ در آغوش من بودی
نوشتم جای شعرم، حد و حصر شانههایت را
-نجیب بارور، سه عکس جداافتاده، ص ۶۹
مانیفست تردید
1405/ 4/ 25
- تردید نوشتن را دوست میدارد و همذوقان را مدام به نوشتن و نگاشتن تشویق میکند. هرکس چیزی برای تردید دارد، میتواند نوشتهی خود را به این ایدی بفرستد:
مصوررحیمی
- تردید یک نشریهی کاملن شخصی است و دلبستهی هیچ جریانی نیست.
- تردید بسیار بیادب است و عمدن گستاخ.
- تردید با سانسور، تعارف و خودسانسوری میانهای ندارد.
- تردید بیش از آنکه پاسخ بدهد دنبال پرسش است.
- تردید به آدمها وفادار نیست به اندیشیدن وفادار است.
- تردید اشتباه میکند. نظرش عوض میشود و از اعتراف به خطا نمیترسد.
- تردید با هیچ عقیدهای دشمن نیست با جزماندیشی دشمن است.
- تردید از ستایش شخصیتها پرهیز میکند.
- تردید از خاننده نمیخاهد صرفن بخاند، میخاهد تولید فکر هم بکند.
- تردید به آزادی بیان باور دارد اما کامنت خاردار را بلاک میکند.
- تردید قرار نیست محبوب همه باشد. اگر همه از آن راضی باشند جایی را اشتباه آمده است.
- مسئولیت همهای نوشتههای منتشر شده در تردید به دوش مالک آن است.
Repost from مدرسه نویسندگی|شاهین کلانتری
😊دانلود رایگان کتاب جدید شاهین کلانتری:
🌟فرهنگوارهی فارسی خلاق
گسترش دایرهی واژگان و افزایش سلیقهی کلامی
@shahinkalantari
ShahinKalantari.com
MadreseNevisandegi.com
Repost from N/a
خورشید همچنان میدمد
ارنست همینگوی
ترجمهای احسان لامع
تعداد محدود
قیمت: 200 افغانی
واتساپ برای خرید: 0781841597
در شمال دلتنگی
برای ...
وقتی بازآیی
شمال از جنوب خاهد وزید
وقتی بازآیی
برف در بهار خاهد بارید
وقتی بازآیی
لغت به شعر من چکه خاهد کرد
وقتی بازآیی
اسمت را در سراسر این درختان شعر خاهم نوشت
وقتی بازآیی
دیگر شعرهایم را نمیفروشم
#تردید
مرد ترمینال
کتاب «مرد ترمینال» نوشتهی اندرو دانکن، زندگینامهی مهران کریمی ناصری شیرازی است؛ مردی ایرانی که از ۱۹۸۸ تا ۲۰۰۶، هجده سال در فرودگاه شارل دو گل پاریس زندگی کرد.
(این کتاب بعدن الهامبخش فیلم معروف «ترمینال» ساختهی استیون اسپیلبرگ نیز شد.)
وقتی اولینبار اسم آقای مهران کریمی را شنیدم و شرح زندگی خلافعادتشان را، کنجکاو شدم این کتاب را هم حتمن بخانم. متاسفانه ترجمه نشده بود و هنوز هم نشده است.
از صبر اینکه این کتاب ترجمه شود، کمرم قوز درآورد و ترجمه نشد و هنوز هم نشده است.
بنا دیگر تاب این کمرقوزی نماند و خود دست و آستین بالا زدیم که با هر پدرسوختهگی که شده، این کتاب را یا دستکم بخشهایی از این کتاب را ترجمه کنیم.
حالا اگر آقای اندرو دانکن ادعایی بر سر حق کاپیرایت دارند، خب داشته باشند. منم قول میدهم ده فغانی یک فلافل مهمانشان کنم...
