uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

ماهور؛

ماهور؛

Kanalga Telegram’da o‘tish

پسرِ نجف؛ .. و ألحقنا بهم و ارزقنا الشهادة في سبيلك يا مولاي...💔 https://t.me/HarfChatBot?start=79f999b26255

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
744
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-177 kun
-5330 kun
Postlar arxiv
🫖

انقلابی واقعی اونیه که وقتی علیرضا طاهری می‌خونه میدون رو ترک نکنه.

دیگه غذا درست نکن دختر خوب

عع یکی تو ماکارونیت قضای حاجت کرده

photo content

✨️🤌

این سرمه کشیدن پسرا رواله؟!🤔

نه آقای دکتر، اشتباه به عرضتون رسوندن. نرفتم اونجا که دست‌اندازِ خوشبختیش بشم. پرسیدی وقتی بارون می‌بارید و چترِ اون بالا سرش بود، دلم چکه نکرد؟ نه که نکرد. آخه شما به من بگو، آدم مگه دلش می‌آد آسمونِ ابری بعدِ چند سال برّ و بیابونی، بالاخره ببارد و این سقفِ تَرَک‌خورده‌ی ما رو ویران‌تر کنه؟ خوشش بود، بارون می‌خورد به اون موهای لختِ شبقیش، ما هم از دور حَظّ زمونه رو می‌بردیم. منم غیرتی نشدم آقای دکتر. فقط یقه پیرهنو دادم بالا، دستامو کردم تو جیبِ این پالتوی سالخورده و یه سیگارِ اِشنو ناشتا گیروندم. دودش که رفت تو چشمم، اشک نیومد، خون دلم بود که داشت از مژه‌ها سرریز می‌کرد. واس خاطر چی؟ واس خاطر اینکه دیدم خنده‌ش، همون خنده‌ای که یه روزی کلیدِ باغِ ارمِ ما بود، حالا شده سکه‌ی رایجِ جیبِ یه از‌ما‌بهترون. وطنم رو غصب کرده بودن آقای دکتر، ولی منِ سربازِ پیاده، تفنگم خالی بود و پام تو گلِ بی‌کسی زنجیر. حالا شما مدام نسخه‌ی فراموشی بپیچ و بگو خط بزن رو گذشته. مگه آدم می‌تونه رو شمسِ تبریزیِ خودش خط بکشه؟ مگه دستِ منه؟ آسمونِ هفتم تکون خورد، بارون زد و پس « فصبرٌ جمیل ». حالا شما هی بپرس اون که همراهش بود کی بود و چی بود. به من چه که کی بود؟ ما تو مراممون نیست پشتِ سرِ کسی که دستِ یارمونو گرفته ان‌قلت بیاریم. خلایق هرچه لایق، ما که لایقِ اون چشمای بی‌مروت نبودیم، لابد اون سرش به کلاهش می‌ارزید. نه آقای دکتر، پرسیدی رگِ غیرتم نجنبید؟ نه نجنبید. اون رگی که باس واسه این عشق می‌جنبید، خیلی پیش‌تر از اینا، همون روزی که چمدونشو بست و رختِ سفر کشید، خشکید و رفت پی کارش. ما خیلی وقته تو این معرکه بی‌سلاحیم. مرده و حرفش، پهلوون و زخمِ تنش. ما که دستمون خالیه، ولی شکرِ خدا سرِ اون سلامت و سایه‌ی اون غریبه بالا سرش. ما هم می‌شینیم همین‌جا، کنجِ این اتاقِ شما، هی قرصِ آبی می‌خوریم به نیتِ فراموشی، ولی خواب که می‌بینیم، باز همون خیابونه و همان بارون و همان چترِ لعنتی...

وقتی فولدرو گذاشتم تازه یسریا یادشون میفته که فور کنن، و من اینجوریم که🔪🤬

photo content

یه حمد شفا هم برای مریض ما میخونید؟

Repost from میراد
بچه‌ها حمد شفا می‌خونید برای عزیز ما؟

فور کنید، امشب فولدر رو حتما میذاریم...

رفقایی که دیروز شرکت کردن خیلی از جذب راضی بودن چنتا نقص بود که امروز برطرف میشه ایشالا:))))))))

Repost from مُنشآت؛
یه مدت که بگذره می‌فهمی باید منتظر آدمای خوب باشی نه خوب شدن آدما.

بچه ها، بدنامو با خانواده نبينيد… دچار شرم نيابتى شدم

وسط بین‌الحرمین تبلیغ فروش عبا میکنید!!!!!!!؟؟؟؟!!!!!! وعه