uz
Feedback
سقوط یک ستاره

سقوط یک ستاره

Kanalga Telegram’da o‘tish

ستاره چرخید و رقصید و چرخید تا سقوط کرد. و باقی ماجرا در یادداشت‌های کنتس آمده، شاپم @sumoonshop

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
534
Obunachilar
-224 soatlar
-207 kun
+330 kun
Postlar arxiv
خدارو شکر امتحانا تموم شد.

photo content

روزها رفتند و من دیگر خود نمی دانم کدامینم آن من سر سخت مغرورم یا من مغلوب دیرینم؟ -فروغ

من میبازم بهت اگر فکر میکنی با بردن از من‌ خوشحال میشی، ولی احمق فرضم نکن.

حس می‌کنم رها ترین نقطه‌‌ی این کره خاکی ام.

نمی‌دونم چطور باید بیانش کنم، این بار واقعا واژه ها کم اومدن اما احساس آزادی می‌کنم.

من بعد از سفید دادن فیزیک:

دلم کروسان شکلاتی میخواد

می‌خواهم تنها در نور تپنده خورشید عزیزم خون آشامی باشم که به ابدیت نیز پایان داده.

خوابگاه و خوابگاه و خوابگاه.

آفتاب می‌خواهد بوسه بزند بر قلب چمن های سبز و اما ما، آدمک های مخرب، فرار می‌کنیم از غروب گرمی که شاید قلب را به جایش باز می گرداند، و این همواره احساسات بازیافت شده، نه با بوسه های آفتاب نه با خنکی چمن، نه احساس رهایی در نسیم وزنده التیام نمی یابد.

ما تماشاچیانی هستیم که پشت درهای بسته مانده ایم دیر آمدیم،خیلی دیر پس به ناچار حدس می زنیم شرط می بندیم شک می کنیم و آن سوتر،در صحنه بازی به گونه ای دیگر در جریان است... -پناهی

photo content
+1

انسان وقتی بخواهد به راستی در دردی که می‌تواند ببیند شرکت کند، غرق چه ناتوانی عمیقی است. -طاعون

اگر فقط می‌تونستم درد هام رو معاوضه کنم، تمام سیاهی های این هستی بی رحم رو می‌بلعیدم.

همه چیزهایی که دوست دارم از آنِ من نیست دریا و پاییز و عشقِ تو تنها زخم‌هایم از آنِ من است خیابانی که مرا به سمتِ مرگی زیبا روانه می‌سازد... -غاده السمان

اما من فهمیده ام ارزشش را ندارد، نه که نداشته باشد، طاقتش را ندارم، باز هم نه که طاقتش را نداشته باشم، دیگر دردش تحمل ناپذیر است.

photo content
+8

-وقتی زندگی بهت لیمو می‌ده باهاش لیموناد درست کن. + خردش کن و بریز تو ودکا، بهتره.