uz
Feedback
«پایا، Paya»

«پایا، Paya»

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
330
Obunachilar
-124 soatlar
-27 kunlar
+1030 kunlar
Postlar arxiv
خوب حقیقت است دیگه وگرنه چرا اعصابتان خراب شود؟

از جمله ما با گفتن عکس از مثنوی بفرست

تدریس نه، آدم‌ها.. پ.ن: عزیزان شما ببخشید که این‌ها را می‌خوانید.

ازجمله ما با گفتن عکس از مثنوی بفرست...

اگر منظورت من باشم خو خاک د ایی رقم اندیوالی که من و تو داریم. بمیریم. هی‌هی!

بچیم استادی اعصابت خراب کرده مه می ترسم

هم پیام نمی کنم هم خوشحالم که می بینمش😂😂

زن‌ها وقتی می‌روند، دیگر برنمی‌گردند‌. #کلماتیک #پروانه_نوشت #حقیقت_محض @Avaare_Aram
زن‌ها وقتی می‌روند، دیگر برنمی‌گردند‌. #کلماتیک #پروانه_نوشت #حقیقت_محض @Avaare_Aram

Repost from N/a
پدر می‌گوید این عصبی شدن و کم حوصله بودنم برمی‌گردد به نماز نخواندنم اما من در مورد نماز باور دیگری دارم دوست دارم نماز را با خواست و دل خود بخوانم وقتی آدم خودش با میل قلبی رو به خدا می‌ایستد و با خالقش راز و نیاز می‌کند دلش سبک می‌شود و حال خوبی می‌گیرد نماز برای من زمانی زیباست که از درون خودم بجوشد نه از ترس نه از اجبار و نه فقط به خاطر حرف دیگران می‌دانم کسانی که مرا تشویق می‌کنند نیت بدی ندارند و از روی دلسوزی حرف می‌زنند اما وقتی چیزی با زور و جبر گفته شود حس خوبی در آدم نمی‌ماند و حتی ممکن است آدم را از همان چیز دورتر کند من باور دارم عبادت باید از دل باشد نماز وقتی ارزش دارد که انسان آن را برای خدا و آرامش روح خودش بخواند نه فقط برای راضی کردن دیگران تشویق کردن خوب است و آدم گاهی به یادآوری نیاز دارد اما اجبار کردن نه چون رابطه میان بنده و خدا چیزی بسیار شخصی و قلبی است

این کار را دوست داشتم؛ دربارهٔ مروارید در خلیج است، که زمانی منبع رزق و روزی اصیل بود، اما حالا به تجملی تبدیل شده که بیشتر ا
این کار را دوست داشتم؛ دربارهٔ مروارید در خلیج است، که زمانی منبع رزق و روزی اصیل بود، اما حالا به تجملی تبدیل شده که بیشتر از درآمدی که از آن به دست می‌آید، برایش خرج می‌شود. اثرِ هنرمند نورا.

photo content
+5

کیمیا خاتون مثل من گربه دوست داشته🫠

و کتابی دیگر که مولانا به کیمیا خاتون هدیه کرده بود 🙃🪽
+5
و کتابی دیگر که مولانا به کیمیا خاتون هدیه کرده بود
🙃🪽

کتابی که کیمیا خاتون خوانده بود🫠
+1
کتابی که کیمیا خاتون خوانده بود🫠

photo content

sticker.webp0.27 KB

«زنها همه از بدو تولد گرفتار جنسیت خود هستند، حتی اگر نجیب زاده‌ای باشند» #کیمیاـخاتون #مولانا
صفحه ۱۱۳
“Women are trapped by their gender from the moment they are born, even if they are of noble blood.” #kimya_khatun #kimya_khatun
Page 113

دیواری از یخ درونم پدید آمده بود که مرا از محیطم و همه کسانی که در آن بودند، جدا می کرد. ناگزیر دردهایم را نیز بیش‌تر فرو می خوردم. #کیمیاـخاتون #مولانا
صفحه ۱۰۹
“ A wall of ice had formed inside me, separating me from my surroundings and everyone within them. Inevitably, I began swallowing my pain more and more in silence. #kimya_khatun #mawlana
Page 109

طعم تازه‌ی نجس بودن... مدتی بود که جاهایی از بدنم تیر می‌کشید و نفسم از درد بند می‌آمد غروب‌ها دلم می‌خواست چیزی را تکه پاره کنم. از استیصال بی‌دلیل می گریستم. گاهی نیز بی‌سبب به پروپای آیا یا اوجی می پیچیدم و تقصیر همه این ناخوشی ها را به گردن کرامانا و بهاءالدین و آن حرم می‌انداختم. #کیمیاـخاتون #مولانا
صفحه ۱۰۹
Taste of a new kind of impurity... For some time, parts of my body had been aching sharply, and the pain would leave me breathless. In the evenings, I felt like tearing something apart. Out of a strange helplessness, I would cry for no reason. Sometimes, without cause, I would lash out at Propaya Aya or Oji, blaming all these miseries on Karamana, Bahauddin, and that shrine. #kimya_khatun #mawlana
Page 109

و دوباره برگشتم به خواندن🥀
و دوباره برگشتم به خواندن🥀