«پایا، Paya»
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
332
Obunachilar
+124 soatlar
-17 kunlar
+1230 kunlar
Postlar arxiv
334
کتاب غروب پروانه را خوانده بودم تا ۲۸ صفحه، حالا از خواندن کتاب چند روزها گذشته مجبورم دوباره از شروع بخوانم ❤️🔥🫠
334
امروز باز خبر داغ دیگر برایم رسید یکی از عزیزان که دوستان دوران جوانی بود و فعالیت ها داشتیم با هم و هنوز داغ مرگ مجیب رحمن از دل ما نرفته بود و یک سال نشده بود امروز خبر مرگ حسیب را شنیدم😔
334
Repost from N/a
پنج سال از سقوط جمهوریت در افغانستان میگذرد؛ رویدادی که زندهگی میلیونها نفر را بهگونهای مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر قرار داد. برای برخی، آن روزها با از دستدادن فرصتهای آموزشی، شغلی و اجتماعی همراه بود؛ برای برخی دیگر با مهاجرت، جدایی، ناامنی، تغییر مسیر زندهگی یا آغاز تجربهای کاملاً تازه. هر فرد، روایت و خاطرهٔ ویژهٔ خود را از آن روزها و پیامدهایش دارد.
هدف این فراخوان، ثبت و ماندگار ساختن تجربهها و روایتها و خاطرههای شخصی زنان و دختران افغانستان است که زندهگیشان در زمان حکومت طالبان دستخوش تغییر شد. ما باور داریم که تاریخ تنها از خلال رویدادهای بزرگ سیاسی نوشته نمیشود، بلکه از میان تجربهها و روایتهای فردی و خاطرههای انسانی نیز شکل میگیرد.
میخواهیم در شمارهٔ تازهٔ مجلهٔ «گندمین»، مجموعهای از روایتها و خاطرههای واقعی و شخصی را گرد هم بیاوریم؛ روایتها و خاطرههایی که نشان دهند دو دورهٔ حاکمیت طالبان چه تأثیرات و دگرگونیهایی را در زندهگی مردم افغانستان بر جای گذاشته است. این دگرگونیها میتواند در هر زمینهای باشد: آموزش، کار، خانواده، مهاجرت، امنیت، روابط اجتماعی، امیدها، آرزوها یا نگاه شما به آینده. همچنین میتوانید از تأثیر این رویداد بر زندهگی روزمرهٔ خود در داخل خانه، نقشها و مسوولیتهای خانوادهگی، روابط خانوادهگی، محدودیتها، نگرانیها و تغییراتی که در فضای خانه و زندهگی شخصی شما ایجاد شده است نیز بنویسید.
اگر تجربهای از آن روزها و پیامدهای آن دارید، آن را برای ما بنویسید و بفرستید.
شرایط ارسال:
• این فراخوان ویژهٔ زنان و دختران افغانستان است.
• نوشته باید بر پایهٔ تجربه و روایت شخصی شما باشد.
• نوشته باید در قالب روایت یا خاطره تنظیم شود.
• نوشته باید عنوان داشته باشد.
• حجم نوشته: حدود ۸۰۰ تا ۱۵۰۰ واژه.
• ذکر نام نویسنده در پایان نوشته.
• در صورتی که میخواهید نام تان مستعار باشد، در پایان نوشته ذکر کنید.
• ارسال عکسهای مرتبط با روایتها و خاطرهها نیز اختیاری است؛ اما اگر عکس یا عکسهایی در پیوند با نوشتهٔ خود دارید و برای ما بفرستید، بسیار خوشحال خواهیم شد.
آخرین مهلت ارسال نوشتهها: 28 سرطان 1405 خورشیدی / 19 جولای 2026 میلادی
نوشتههای خود را به این آدرس ارسال کنید:
ایمیل: rewayat@gandomin.com
واتساپ/تلگرام: +4917621710675
بیصبرانه منتظر خواندن روایتها و خاطرههای شما هستیم؛ روایتها و خاطرههایی که میتوانند بخشی از حافظهٔ جمعی ما را برای آینده حفظ کنند.
334
Repost from تاکستان انگور
منم!
اینجا خانم عاطفه مظفری گفتهاند این موضوع فارغ از جنسیت است؛ ولی برای من "تو" خطاب شدن از طرف یک مرد، ناراحتکنندهتر است. بهخصوص اگر در نخستین ملاقات یا گفتگو و یا مکان رسمی باشد. من و خوارزمی و کوثر بیش از پنج سال میشود با هم رفیق هستیم و هنوز مرا "شما" میگویند و اینگونه بودن را دوست دارم و ربطی هم به احترامِ خریده شده و بهزور ندارد.
334
به همین «لعنت به من» اگر آدم مفیدی نبودم هر روز را همین کلمه را استفاده کنید لعنت به کوثر بخارایی که زندگی بیهودهی داشت
334
گاهی در زندگی بر موقعیتی قرار می گیری که برای فرزندانت در آینده و نسل آینده در این شرایط باید کاری انجام بدهی؛ این راه باعث می شود از سر حرف های خیلی ها بگذریم فرق نمی کند موضوع بزرگ است یا کوچک
